كه نه عمد باشد ، براى آن كه بر عفو آن ( 1 ) كه بر سبيل عمد باشد قطعى نيست .
ابن زيد گفت : * ( إِنْ نَسِينا ) * ، اگر فراموش كنيم چيزى از واجبات و فرايض ( 2 ) ، او اخطأنا ، يا ارتكاب كنيم چيزى از محرّمات .
عبد اللَّه عمر شنيد از مردى كه مىگفت : اللَّهمّ اغفر لي خطاياى ، بار خدايا خطاهاى من بيامرز . او گفت : اى مرد از خداى خواه تا عمدت بيامرزد كه خطايا خود مغفور است ، و آن نيز وجهى نيك است كه گناه را بر اطلاق اگر عمد باشد اگر سهو خطا خوانند ، براى آن كه خلاف صواب باشد .
نافع روايت كرد از عبد اللَّه عمر ( 3 ) كه رسول - عليه السلام - گفت :
رفع عن امّتى الخطاء و النّسيان و ما استكرهوا عليه ،
از امت من برداشتند خطا و نسيان و آنچه ايشان را بر آن اكراه كنند .
* ( رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً ) * . بعضى مفسران گفتند : عهدا او ( 4 ) ميثاقا ، بار خدايا بر ما منه عهدى و ميثاقى - يعنى تكليفي - كه ما به آن قيام به دشخوارى ( 5 ) توانيم كردن ، پس ما را به آن مؤاخذه باشد چنان كه جهودان را ، بيانش قوله : وَأَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي ( 6 ) . . . ، اى عهدي ، و اين قول مجاهد ( 7 ) و عطا و قتاده و ضحّاك و ربيع و مقاتل و سدّى و كلبي و ابن جريج است .
و بعضى دگر گفتند : مراد به « اصر » ثقل است ، بار خدايا بار گران در تكليف بر ما منه چنان كه بر آنان نهادى كه پيش ما بودند ، و آن آن بود كه در اخبار مىآيد كه :
خداى تعالى در شبان روز ( 8 ) پنجاه نماز بر امّت موسى نهاد ، و ايشان را به زكات ربع مال فرمود دادن ، و چون جامه شان پليدى رسيدى ( 9 ) ببايستى بريدن و نمازشان جز در مسجد روا نبودى ، و چون آب نيافتندى ، تيمّم روا نبودى ايشان را . و چون گناهى
هامش
( 1 ) . چاپ شعرانى ( 2 / 430 ) : غفران .
( 2 ) . همه نسخه بدلها بجز تب تو .
( 3 ) . مب : عبد اللَّه عبّاس .
( 4 ) . اساس : و ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . مج ، وز : قيام دشوار ، مب ، مر : قيام به دشوارى .
( 6 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 81 .
( 7 ) . همه نسخه بدلها است ، اساس : كلمه خط خوردگى دارد .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : شبان روزى .
( 9 ) . مج ، وز : جامه را پليدى برسيدى ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : جامه را پليدى رسيدى ، مر : جامه را پليديى رسيدى .