حكيم بن جابر ( 1 ) روايت كند كه : جبريل - عليه السلام - آمد به رسول و اين آيت آورد و گفت : خداى تعالى بر تو و امّت تو ثنا گفت ، اكنون بخواه تا بدهند . او به تلقين خداى تعالى سؤال كرد . * ( غُفْرانَكَ رَبَّنا ) * ، و نصب او بر مصدر بود ، و تقدير اين است كه : اللَّهمّ اغفر لنا غفرانا ، كما قال : كِتابَ اللَّه عَلَيْكُمْ ( 2 ) . و مثال « غفرانك » در نصب و تقدير او سبحانك است ، اى ( 3 ) نسبّحك تسبيحا ، و گفتهاند : مفعول به است و تقدير آن كه : نسئلك غفرانك ، بار خدايا ما از تو آمرزش مىخواهيم .
* ( وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ) * ، و باز گشت ما با تو است ، يعنى با جايى كه در آن جا كس را حكم نباشد مگر تو را .
خداى تعالى پس از اين بيان كرد فساد قول آنان كه تكليف ما لا يطاق روا دارند ، گفت : * ( لا يُكَلِّفُ اللَّه نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) * ، تكليف نكند خداى هيچ كس را الَّا [ به ] ( 4 ) وسع و طاقت او ، و « وسع » نام چيزى باشد كه واسع بود بر مرد و مضيّق نبود بر او ، و مثال او وجد و جهد ( 5 ) باشد .
و گفتهاند : وسع طاقت باشد ، و گفتهاند : دون طاقت باشد و جارى مجرى ضرورت است كه خداى تعالى ما را تكليف كمتر از وسع و آلت و قدر ( 6 ) ما كرده است كه يكى از ما قدرت هفده ركعت نماز بيش دارد در شبان روز ( 7 ) ، و در سال ( 8 ) يك ماه روزه ( 9 ) ، و در عمر يك بار حج با وجود استطاعت .
و ابراهيم بن ابي عبله خواند : الَّا وسعها ( 10 ) ، على الفعل ، اى وسعها امره ، او على تقدير : ما وسعها اللَّه ( 11 ) ، آنگه [ 384 - ر ] ما حذف كرد .
قومى مفسران گفتند : مراد حديث نفس است ، چنان كه برفت في قوله : * ( وَإِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوه ) * ( 12 ) . و اگر اين روايت درست باشد ( 13 ) ، گمان برده باشند
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : حكيم بن خالد .
( 2 ) . سوره نساء ( 4 ) آيه 24 .
( 3 ) . مج ، وز : انّى .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 5 ) . همه نسخه بدلها : جدّ و جهد .
( 6 ) . همه نسخه بدلها : قدرت .
( 7 ) . مر : شبانه روز .
( 8 ) . آج ، فق ، مب ، مر : سالى .
( 9 ) . فق دارد .
( 10 ) . مر : وسعها .
( 11 ) . همه نسخه بدلها : ندارد .
( 12 ) . سوره بقره ( 2 ) آيه 284 .
( 13 ) . همه نسخه بدلها بجز تب همانا ايشان .