از اين دو زن يكى را فراموش شود ، آن كه ياد دارد آن را ياد دهد كه فراموش كرده باشد .
يازدهم گفت : چون تحمّل شهادت كرده باشد ، و مرد صاحب حق را حاجت بود به اقامت آن ، نبايد كه ابا كند از اقامت آن .
دوازدهم گفت : براى آن كه حق اندك بود نبايد كه نويسنده ملال نمايد و حقير دارد و گويد : اين قدر خطر آن ندارد كه بنويسند و گواه شوند ، بل آنچه حق باشد اگر چه اندك بود ( 1 ) با او هم آن كنند كه اگر بسيار بود ( 2 ) .
سيزدهم ، باز نمود كه : اگر چنين كنند بنزديك خداى تعالى عادلتر بود .
چهاردهم گفت ( 3 ) : در باب گواى ( 4 ) راستتر بود .
پانزدهم گفت : نزديكتر بود به آن كه گواه به شك نيفتد ( 5 ) ، باز نمود كه : اين همه از كتابت و استشهاد و تحمّل شهادت و اقامت آن و صفت ( 6 ) گواهان آن جا بايد كه بيعى به نسيه يا به سلم يا قرضى و دينى مؤجّل باشد اگر چنان كه معاملتى و تجارتى بود ميان شما دست بدست آن جا حاجت نباشد [ 380 - پ ] به نوشتن .
شانزدهم ( 7 ) باز نمود كه : اگر چه در تجارت حاضر كتابت نبايد ، گواه بايد .
هفدهم گفت : نبايد كه گواه و دبير به كس اضرار كند يا كسى به ايشان اضرار كند .
هژدهم باز نمود كه : هر كه ( 8 ) اين كند و روا دارد فاسق بود .
نوزدهم : بر كار بستن اين جمله ايشان را پند داد كه : * ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * .
بيستم باز نمود كه : اين جمله احكام از تعليم خداى دانند و اعلام رسول از آن جمله نيست كه به مقاييس استخراج توان كردن ، چه اين به مصالح تعلَّق دارد ، و مصالح آن داند كه عواقب داند ، و عواقب آن داند كه به همه چيزها عالم باشد ، و آن خداست - جلّ جلاله .
هامش
( 1 ) . نسخه تب از اين جا به بعد چند صفحه اى افتادگى دارد .
( 2 ) . همه نسخه بدلها : بودى .
( 3 ) . همه نسخه بدلها اين .
( 4 ) . همه نسخه بدلها : گواهى .
( 5 ) . همه نسخه بدلها بجز تب شانزدهم .
( 6 ) . لب : وصف .
( 7 ) . لب ، فق ، مر : هفدهم ، مب : هفتدهم .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه آن كس كه .