* ( وَلا يُضَارَّ كاتِبٌ وَلا شَهِيدٌ ) * ، اصل كلمه « يضارر » بوده است يا « يضارر » على اختلاف المفسّرين ، پس ادغام كردهاند « را » را [ در « را » ] ( 1 ) براى تخفيف ، و تحريك آخر كلمه براى ادغام كردهاند ، و اختيار فتحه لكونها اخفّ الحركات كردهاند ( 2 ) .
امّا معنى آيت ، بعضى مفسّران گفتند تقدير آن است كه : و لا يضارر كاتب و لا شهيد ، بايد تا اضرار نكند ( 3 ) دبير و گواه ( 4 ) . اضرار دبير آن بود كه چيزى نويسد ( 5 ) كه بر او املا نكرده باشند يا ( 6 ) زيادت و نقصان كند ، يا در اجل تقديم و تأخير كند .
و اضرار گواه آن باشد [ 379 - ر ] كه گواهى به خلاف راستى دهد ، يا ( 7 ) براستى گواهى پنهان كند ، و اين قول طاووس و حسن و قتاده و ابن زيد است .
بعضى دگر بر فعل مجهول حمل كردند و گفتند : تقدير اين است ( 8 ) : و لا يضارر كاتب ، دبير و گواه و اضرار نكنند ( 9 ) ، اضرار ايشان آن بودى ( 10 ) كه مردى بيامدى و دبير ( 11 ) را گفتى : چيزى بنويسى براى من ، و گواه را گفتى : گواه شو . ايشان گفتندى : ما مشغوليم ( 12 ) ، كسى ديگر را بگو ، او بنه رفتى ( 13 ) و الحاح كردى و گفتى : خداى تو را فرموده است ، و تو را واجب است ، و برايشان تشنيع كردى . خداى تعالى اين آيت فرستاد و نهى كرد از اين معنى ، و دليل اين تأويل قراءت عمر است و ابىّ كعب و عبد اللَّه مسعود : و لا يضارر ، به اظهار تضعيف على ما لم يسمّ فاعله . و ابو جعفر ( 14 ) ، « و لا يضار » مجزوم مخفّف خواند . و اين ضعيف باشد براى آن كه اين جمع ساكنين بود
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . تب : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : كردند .
( 3 ) . همه نسخه بدلها : نكنند .
( 4 ) . آج را .
( 5 ) . اساس : نويسنده ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . دب ، لب ، فق ، مب ، مر : تا .
( 7 ) . مج ، وز ، دب ، لب ، فق ، مب ، مر : تا .
( 8 ) . اساس كه نو نويس است : تقديره ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . همه نسخه بدلها بجز وز : ندارد .
( 10 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : بود .
( 11 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، مب ، مر : دبيرى .
( 12 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : برو و ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 13 ) . بنه رفتى / بنرفتى .
( 14 ) . همه نسخه بدلها خواند .