قتاده و ربيع گفتند : سبب نزول [ آيت ] ( 1 ) آن بود كه چون مردى را كارى افتادى در قبيله بزرگ مىگرديدى ( 2 ) تا كسى گواه شود ، كس گواه نشدى ، خداى تعالى آيت فرستاد و نهى كرد مردمان را از آن كه ( 3 ) ابا كنند از تحمّل شهادت .
شعبي گفت : اگر كسى دگر باشد كه گواه شود او مخيّر است در تحمّل شهادت ، خواهد گواه شود و خواهد نشود ، و چون كسى دگر نباشد كه گواه شود واجب است او را تحمّل شهادت كردن . و عطا و عطيّه و بيشتر مفسران گفتند : او مخيّر است در تحمّل شهادت ، خواهد گواه شود ، و خواهد نشود .
ابو مرّه ( 4 ) گفت : حسن بصرى را پرسيدم ( 5 ) از اين مسأله ، گفت : تو مخيّرى ، خواهى گواهى شو ( 6 ) خواهى مشو .
بعضى دگر مفسران گفتند : آيت در اقامت شهادت است و اداى آن ، و اين قول مجاهد و عطا و عكرمه و سعيد جبير و ضحّاك و سدّى است ، و امر به اقامت شهادت على الوجوب باشد الَّا عند عذرى واضح يا ضرورتى مانع . و عامر گفت : مرد ( 7 ) چندان مخيّر است ( 8 ) تا گواه نشود ( 9 ) ، چون گواه شد ( 10 ) در اداى گواهى مخيّر نباشد ( 11 ) .
حسن بصرى و سدّي گفتند : آيت وارد است در هر دون معنى در تحمّل و اداء و از اين مانعى نيست ، و اين در فايده عامتر است ( 12 ) . * ( وَلا تَسْئَمُوا ) * ، ملال ( 13 ) و ضجارت منماى ، يقال : سئمت الشّىء اسأم ( 14 ) سأمة ، قال زهير ( 15 ) :
سئمت تكاليف الحيوة و من يعش
ثمانين حولا لا ابا لك يسئم
و قال لبيد :
و لقد سئمت من الحيوة و طولها
و سؤال هذا النّاس كيف لبيد
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . تب : مىگردندى ، ديگر نسخه بدلها ، مىگرديدندى .
( 3 ) . تب گواهى را .
( 4 ) . كذا : در اساس با تب ، آج ، لب ، فق ، مر : ابن جرير ، مج ، وز ، دب : ابو حرم ، مر : ابن حريم .
( 5 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : پرسيدند .
( 6 ) . همه نسخه بدلها و .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مردان .
( 8 ) . مب ، مر : مخيراند .
( 9 ) . همه نسخه بدلها بجز مب : نشد .
( 10 ) . مب : شدند .
( 11 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : نيست ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 ) . تب قال اللَّه تعالى .
( 13 ) . تب ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : املال .
( 14 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : اسأمه .
( 15 ) . تب شعر .