القنوت
، نمازى كه قيامش درازتر بود .
عبد اللَّه عبّاس گفت در روايت جابر ( 1 ) كه : « قنوت » دعا باشد ، دليلش آن خبر كه روايت كردهاند كه :
انّ رسول اللَّه قنت على رعل ( 2 ) و ذكوان ،
اى دعا عليهم ، كه پيغامبر - عليه السّلام - بر اين دو مرد ( 3 ) قنوت كرد ، يعنى دعا كرد برايشان - يعنى نفرين كرد ايشان را . و گفتهاند : « قنوت » خود نماز باشد [ 318 - ر ] . * ( وَقُومُوا لِلَّه قانِتِينَ ، ) * اى مصلَّين ، دليلش قوله تعالى : أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِماً ( 4 ) . . . ، اى مصلّ . و رسول - عليه السّلام - گفت :
مثل المجاهد في سبيل اللَّه كمثل القانت الصّائم ، اى المصلَّى الصّائم
، گفت : مثل مجاهد در سبيل خداى مثل نماز كن روزه دار را ( 5 ) بود .
قوله : * ( فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا ) * ، اگر ترسى نماز كنى پياده رونده يا سوار بر پشت ستور .
و نصب او بر حال بود از فعلى محذوف كه كلام بر حذف او دليل مىكند ، و التقدير :
فصلَّوا رجالا او ركبانا . و « رجال » جمع راجل باشد اين جا ، كصاحب و صحاب ، و قائم و قيام ، و صائم و صيام ، قال اللَّه تعالى : يَأْتُوكَ رِجالًا ( 6 ) . . . ، اى راجلين ( 7 ) ، قال الاخطل :
و بنو غدانة شاخص ابصارهم
يمشون تحت بطونهنّ رجالا
او ركبانا ، جمع راكب يا سواران ( 8 ) .
مفضّل ( 9 ) گفت : راكب شتر نشين را گويند ، و سوار اسب را فارس گويند ، و صاحب خر را حمّار گويند ، و صاحب استر را بغّال . و معنى آيت آن است كه : اگر متمكّن نباشى از آن كه نماز كنى به قنوت - بر اين معانى كه رفت به حدود و حقوقش براى خوف را - نماز بكنى در آن حال كه مىروى يا بر ستور ( 10 ) نشسته باشى ،
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس ، مج ، وز ، مب ، مر : روايت رجا ، ديگر نسخه بدلها : افتادگى دارد .
( 2 ) . اساس : رجا ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ( توضيح آن كه : رعل و ذكوان نام دو قبيله است . )
( 4 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 9 .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 6 ) . سورهء حج ( 22 ) آيهء 27 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 8 ) . دب : سوار
( 9 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 2 / 269 ) : سوار ، ابن مفضّل .
( 10 ) . فق : مىروى كه بر شتر .