عاصم بن صمره ( 1 ) گفت از امير المؤمنين علىّ - عليه السّلام - پرسيدم كه : وتر واجب است يا نه ؟ گفت : واجب نيست چون نمازهاى فريضه ، و لكن سنّتى است كه رسول - عليه السّلام - فرمود . و دليل ديگر بر آن كه وتر واجب نيست آن است كه عبد اللَّه عمر گفت : رسول خداى را ديدم كه وتر مىكرد بر شتر نشسته . و اجماع امّت است كه :
نماز فريضه در حال امن بر راحله روا نباشد .
* ( وَقُومُوا لِلَّه قانِتِينَ . ) * اى مطيعين . « قنوت » ، طاعت باشد . اين قول شعبى و جابر و عطا و سعيد جبير و حسن و قتاده و طاووس و عبد اللَّه عبّاس است به روايت عكرمه ، و عطيّه ابو العاليه و ضحّاك و مقاتل و كلبى گفتند : هر قومى را نمازى بود كه در آن نماز قيام كردندى ( 2 ) ، در خداى عاصى شده ( 3 ) ، شما به نماز خود قيام كنى خداى را مطيع .
و ابو سعيد خدرىّ روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت : هر قنوت كه در قرآن هست به معنى طاعت است . بهرى دگر گفتند : « قنوت » سكوت باشد از آنچه در نماز نشايد گفتن .
زيد ارقم گويد كه : ما در عهد رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - در نماز سخن گفتمانى با يكديگر . و چون يكى در پهلوى يكى ايستاده بودى از او بپرسيدى كه : نماز چند كردى ؟ او جواب دادى ، و چون كسى در آمدى و سلام كردى ، در نماز جواب سلام دادندى . و هر كسى به حاجت خود سخن گفتى ، و روا بودى ، تا اين آيت آمد ، سخن گفتن حرام شد ، نيز ( 4 ) كسى در نماز سخن نگفت .
مجاهد گفت : « قانتين » ، اى خاشعين ، گفت : و از جمله قنوت طول ركوع باشد و چشم بر هم نهادن ، و سكون و وقار به جاى آوردن ، و تذلَّل و خضوع كردن خداى را - جلّ جلاله - و باز ننگريدن به جوانب ، و به دست بازى نكردن و حديث النّفس از خود دور داشتن .
حسن بصرى و ربيع گفتند : « قنوت » قيام باشد در نماز ، دليل آن حديث جابر كه گفت : رسول را - عليه السّلام - پرسيدند كه كدام نماز فاضلتر است ؟ گفت :
طول
هامش
( 1 ) . تب : عاصم بن حمزه .
( 2 ) . دب و .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : شدند ، همهء نسخه بدلها به نماز خود .
( 4 ) . مر : ندارد .