- كائنا من كان - و اين ظاهر قرآن است .
و بعضى ديگر گفتند : معنى آن است كه از اين دو گانه - اعنى مادر و پدر - هر كدام مانده باشد ( 1 ) نفقه كودك بر او بود ، * ( مِثْلُ ذلِكَ ) * ، اى مثل ما كان على الأب ، مانند آن كه بر پدر بود در حيات او از مزد رضاع و نفقه و كسوت . اين قول بيشتر علماست .
و شعبى و زهرى گفتند : * ( مِثْلُ ذلِكَ ) * من ترك المضارّة ، بر وارث همچنين واجب است كه مضارّه [ 307 - پ ] نكند ( 2 ) .
* ( فَإِنْ أَرادا ) * ، اگر خواهند - يعنى مادر و پدر . * ( فِصالًا ) * ، كه كودك را از شير باز كنند پيش از دو سال [ * ( عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَتَشاوُرٍ ) * ، از سر تراضى و مشاورت با يكديگر . * ( فَلا جُناحَ عَلَيْهِما ) * ، بريشان بزه نباشد ، يعنى اگر ] ( 3 ) از سر تراضى و موافقت باشد روا بود ، و اگر از سر مضارّت باشد روا نبود . و وارث آن باشد كه مستحقّ تركه متوّفى باشد شرعا . و مورّث متوّفى باشد . و ارث و ميراث مصدر باشد ، و اورثه الشّىء كذا اذا اعقبه بر سبيل تشبيه باشد ، چنان كه گويند : اورثه اكل الطَّين صفرة اللَّون .
و « مشورت » ، استخراج الرّأى باشد من قولهم ، شرت العسل و اشرته و اشترته اذا استخرجته ، قال عديّ :
و حديث مثل ماذىّ مشار
اى عسل مستخرج ، و كذلك : شرت الدّابّة و شوّرتها اذا استخرجت ما عندها من العدو ، و آن ميدان را كه اسب را در آن بتازند براى آزمايش آن را مشوار گويند .
* ( وَإِنْ أَرَدْتُمْ ) * ، اگر خواهى . خطاب با پدران است . * ( أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ ) * ، كه براى فرزندانتان دايه گيرى تا ايشان را شير دهد ، چون مادر شير ندهد ، يا بيمار باشد ، يا شيرش نباشد ، يا آبستن بود ، يا مطلَّقه بود خواهد كه شوهر كند ، يا خواهى كه فرزند پيش شما باشد ، * ( فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ ) * ، بر شما حرجى نباشد چون مزد رضاع مادر بدهى به قدر آنچه شير داده باشد . و گفتهاند : چون مزد ( 4 ) دايه بدهى . و گفتهاند : معنى آن
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : باشند .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نكنند .
( 3 ) . اساس ، مج ، وز : ندارد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها و سياق عبارت افزوده شد .
( 4 ) . مج : مژد .