نباشد ، و اين قول زهرى است و حسن بصرى و سليمان بن يسار و نخعى و ربيع و زراره و مكحول و سدّى و عبد اللَّه عبّاس به روايت و البى .
و ( 1 ) روايت كردند از امير المؤمنين علىّ - عليه السّلام - كه :
« يمين لغو »
سوگند در غضب بود ، و اين روايت طاووس است از عبد اللَّه عبّاس ، بر اين هم اثمى و كفّارتى نباشد ، دليلش
قوله ( 2 ) - عليه السّلام : لا يمين في غضب .
و بعضى دگر گفتند : آن سوگند در ( 3 ) معصيت بود كه خداى تعالى مؤاخذت نكند بر حنث آن ، و بر او كفّارت نباشد . و بنزديك ما از آن توبه بايد كردن ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و عكرمه و شعبى .
و رسول - عليه السّلام - گفت :
من نذر فيما لا يملك فلا نذر له و من حلف على معصية فلا يمين له
، گفت : هر كه نذر كند بر چيزى كه ندارد ، نذرش بر نه افتد ، و هر كه سوگند خورد بر چيزى كه معصيت باشد ، او را سوگند نبود .
و رسول - عليه السّلام - گفت :
من حلف على قطيعة رحم او معصية فبره ان يحنث فيها و يرجع عن يمينه
، گفت : هر كه او سوگند خورد بر قطع رحمى يا بر معصيتى ، برّ او آن است كه حانث شود و از آن سوگند باز آيد .
و حسن بصرى روايت كند كه رسول - عليه السّلام - به قومى بگذشت كه ايشان تير مىانداختند ، يكى از ايشان تيرى بينداخت ( 4 ) گفت : اصبت و اللَّه و اخطأت ، من صواب انداختم و تو خطا ( 5 ) ، كسى كه با رسول بود گفت : يا رسول اللَّه ! اين مرد حانث شد ، رسول - عليه السّلام - گفت :
كلَّا ايمان الرّماة لغو لا كفّارة فيها
، سوگند تيراندازان لغو باشد ، در او كفّارت نبود .
و عايشه گفت : سوگند لغو آن بود كه در هزل و جدل و خصومت بود ، و حديثى كه عقد دل نكرده باشد ( 6 ) بر آن .
زيد بن اسلم گفت : هو دعاء الحالف على نفسه ، نفرين باشد بر خويشتن ، چنان
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : ندارد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : قول النّبي .
( 3 ) . اساس با خطى متفاوت از متن : بر ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خطا كنى .
( 6 ) . مب ، مر : باشند .