وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ( 1 ) [ رفع او ] ( 2 ) در هر دو جايگاه بر خبر ابتداى ( 3 ) محذوف است ، و ديگران به نصب خواندند بر تقدير : قل انفقوا العفو ، و مثالش قوله تعالى : [ وَقِيلَ ] ( 4 ) لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً ( 5 ) .
مفسّران در ( 6 ) معنى « عفو » خلاف كردند . عبد اللَّه عمر و محمّد كعب و قتاده و عطا [ و سدّى ] ( 7 ) و ابن ابى ليلى گفتند : ما فضل من المال عن العيال ، آنچه از قوت او و عيالش فاضل بود .
حسن بصرى گفت : « عفو » آن بود كه مرد با آن بر جا بماند و درويش نشود .
عبد اللَّه عبّاس گفت : آنچه پديد نيايد بر مال . مجاهد گفت : صدقه اى باشد از سر توانگرى .
عمرو بن دينار و عطا گفتند : صدقه اى وسط باشد از ميان اسراف و تقصير .
ضحّاك گفت : مقدار طاقت بود . عوفى روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه : مراد به « عفو » آن است ( 8 ) كه هر چه باشد از قليل و كثير .
عطاء خراسانى گفت : ما عفا و يسّر ، آنچه سهل و آسان بود من قولهم : أتاه الامر عفوا صفوا . ربيع گفت : « عفو » طيّب پاك باشد ، يعنى از آنچه پاكتر و حلالتر و نكوتر باشد صدقه ( 9 ) بايد دادن ، و معنى متقارب است .
و اصل « عفو » در لغت زيادت باشد و كثرت ، قال اللَّه تعالى : حَتَّى عَفَوْا ( 10 ) . . . ،
اى كثروا . و
قال - عليه السّلام : احفوا الشّوارب و اعفوا اللَّحى ، اى كثّروها
، گفت :
شارب نيك بگيريد يعنى سلبت ، و محاسن رها كنيد تا بسيار شود ، قال الشّاعر :
و لكنّا يعضّ السّيف لا
بأسوق عافيات الشّحم كوم
اى كثيرات الشّحم . و « عفو » نيز كارى بود آسان كه گفتيم ، و عرب گويند ( 11 )
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 24 .
( 7 - 2 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مبتداى .
( 4 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به قرآن مجيد افزوده شد .
( 5 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 30 ، همهء نسخه بدلها : و اذا قيل لهم ماذا انزل ربّكم قالوا خيرا .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر اين .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : عبد اللَّه عبّاس العفو مراد آن است .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : به صدقه .
( 10 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 95 .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : گويد ، كه بر متن مرجّح است .