شكافتن بود ، يقال : بقر بطنه ، اى شقّه ، براى آنش بقر خوانند كه زمين شكافد ، چنان كه ثور را لاثارته الارض ، قال اللَّه تعالى : وَأَثارُوا الأَرْضَ وَعَمَرُوها ( 1 ) .
موسى - عليه السّلام - گفت خداى تعالى شما را مىفرمايد كه : گاوى بكشى تا معلوم شود كه اين مرد را كه كشته است . ايشان گفتند * ( أَتَتَّخِذُنا هُزُواً ) * ، بر ما افسوس مىدارى براى آن كه ايشان را مستبعد آمد ، چه نسبتى معقول نبود از ميان اين و آن .
و در « هزوا » ، سه قراءت است و همچنين در كفوا . هزؤا و كفؤا به تخفيف و همزه ، اين قراءت حمزه و خلف است . و هزؤا و كفؤا به تثقيل و همز ، و اين قراءت ابو عمرو است و كسائى و اهل حجاز و اهل شام . و هزوا و كفوا مثقّل بى همز ، و اين قراءت عاصم است به روايت حفص . و همهء لغات فصيح و صحيح است . و هزوا ، سخريّت و فسوس ( 2 ) باشد و استهزاء ، همچنين يقال : هزئت به ، قال الرّاجز :
قد هزئت منّي امّ طيسلة ( 3 )
قالت اراه معدما لا شىء له
موسى - عليه السّلام - گفت : * ( أَعُوذُ بِاللَّه أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ ) * ، پناه با خداى مىدهم از آن كه من از جملهء جاهلان باشم ، براى آن كه در جواب مسترشد ( 4 ) كه طلب رشد و صلاح كند ، سخريّه و استهزا جهل باشد ، و جهل اعتقادى باشد كه معتقد به خلاف اعتقاد بود هر كه او را متعلَّقى ( 5 ) بود ، و از جمله حيوانات گاو ( 6 ) براى آن تخصيص كرد كه ايشان عبادت عجل كرده بودند [ 98 - پ ] و آن در چشم و دل ايشان موقعى داشت تا بر او استخفافى ( 7 ) باشد ، و مهين و ذليل شود بر دست ايشان ، و بدانند كه او صلاحيت عبادت ندارد .
اكنون اهل علم خلاف كردند در آن كه خداى تعالى ايشان را ذبح بقره فرمود هر چه باشد ، يا ذبح بقرى كه موصوف باشد به اين جمله صفات .
بيشتر مفسّران گفتند : خداى تعالى ايشان را فرمود كه گاوى بكشند هر چه باشد اگر مراجعت نكردندى و گاوى بكشتندى هر گونه كه بودى مجزى بودى از
هامش
( 1 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 9 .
( 2 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : لعب .
( 3 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : طيلة ، با توجّه به چاپ شعرانى ( 1 / 220 ) تصحيح شد .
( 4 ) . آج : مسئلتى .
( 5 ) . مج ، وز : تعلَّقى ، آج : معتقدى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها را .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : براى استخفاف .