عبد اللَّه عبّاس و وهب منبّه گفتند : مردى صالح بود در بنى اسرايل و او را پسرى طفل بود و گوساله اى داشت ، چون اجلش نزديك ( 1 ) رسيد آن گوساله را بياورد ، و بيشه اى بود در آن بيشه كرد و گفت : اى خداى ابراهيم ! اين عجل را به تو مىسپارم تا اين فرزندك ( 2 ) من بزرگ شود با او دهى ، و برفت و مادر آن پسر را از اين حال خبر داد و با پيش خدا شد آن عجل در آن بيشه بزرگ گشت و قوى شد و دست به كسى نداد تا اين كودك بزرگ شد ( 3 ) ، هر روز بيامدى و پشته هيزم كردى ( 4 ) در آن بيشه و بياوردى و بفروختى و نفقه خود و مادر كردى و رضاى مادر ( 5 ) عظيم نگه داشتى .
يك روز مادر او را گفت : پدر تو را در اين بيشه گوساله اى هست به وديعه به خداى ابراهيم سپرده ، اگر به روى و آن وديعه بازخواهى ، كه او وديعه دارى است كه ودائع بنزديك او ضايع نشود ، و وديعه را باز دهد . غلام بيامد و به بيشه در آمد و گفت :
يا إله ابراهيم يا من لا يضيع ودائعه ، اى خداوندى كه وديعه ( 6 ) تو ضايع نشود ، آن وديعهء پدرم به من باز ده ( 7 ) . نگاه كرد ( 8 ) گاوى مىآمد ( 9 ) ، كاعظم ما يكون من البقر و احسنه ، بزرگتر ( 10 ) آنچه ممكن باشد كه گاوى بود و نيكوتر ( 11 ) ، تا پيش او بايستاد ( 12 ) ، به نام خداى رسن بر سر او كرد ، چون به بازار در آمد مردمان را از نيكويى ( 13 ) آن گاو و بزرگى او عجب آمد ، به خانه آورد [ 99 - پ ] ، مادر او را گفت : مصلحت در آن است كه اين گاو بفروشى و در سرمايه گيرى و بدان كار مىكنى .
بر دگر روز گاو به بازار برد و قيمت گاو ( 14 ) در آن روزگار سه درم بود ( 15 ) ، مادر را گفت : به چند فروشم اين گاو ( 16 ) ؟ گفت : قيمت ( 17 ) سه درم است ، و لكن به هر بها
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، دب ، آج : بنزديك .
( 2 ) . مب ، مر : فرزند .
( 3 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، مر : بالغ شد ، مب : جمع شد و بالغ گرديد .
( 4 ) . دب ، فق : گرد كردى ، مب : جمع كردى ، مر : ساختى .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر را .
( 6 ) . دب ، مر نزد .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق كه ، دب تا .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ديد كه ، مر ديد .
( 9 ) . مج ، وز : گاوى را ديد .
( 10 ) . مب از .
( 11 ) . مب بيامد آن گاو .
( 12 ) . مب او را گرفت ، مج ، وز ، دب واو .
( 13 ) . دب : از رنگ .
( 14 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، مب ، مر : گاوى نيك
( 15 ) . همهء نسخه بدلها : بودى .
( 16 ) . مب ، مر را .
( 17 ) . آج بازار .