حال چگونه است . كسى آمد و خبر به مادر موسى آورد كه : كسان فرعون مىآيند به تفحّص اين حال . او كودك را بر گرفت و در تنور نهاد و سر تنور بر نهاد و خود بگريخت و خانه رها كرد .
خواهر او كه خالهء موسى بود در آمد ( 1 ) از آن حال بى خبر بود ، آتش بياورد و در تنور نهاد تا پاره اى نان بپزد . تنور را آتش زبانه در هوا مىزد ، كسان فرعون در آمدند و همه سراى زير و زبر كردند ، و مادر موسى را با دست آوردند هيچ نديدند . به سر تنور نرفتند كه آتش عظيم در او مىبشخيد ( 2 ) ، وهم ايشان از آن دور بود . برفتند و خبر دادند فرعون را .
چو ( 3 ) ايشان برفتند ، مادر موسى خواهر را گفت : كودك را چه كردى ؟ گفت :
من كودك را نديدم . گفت : كودك در تنور بود ، همانا آتش در تنور نهادى و كودك را بسوختى ! و جزع كردن گرفت . آنگه به سر تنور آمد و فرو نگريد ، موسى - عليه السّلام - در ميان تنور نشسته بود و آتش گرد ( 4 ) او مىگرديد و او را گزند نمىكرد ( 5 ) ، شادمانه شد و بدانست كه خداى تعالى [ را ] ( 6 ) در زير آن كار سرّى هست ، كودك را بر گرفت .
اهل اشارت گفتند : خداى تعالى براى آن اين حال به مادر موسى نمود ، تا چون فرمايد او را به وحى الهام كه موسى را به آب افگن ، او ايمن باشد و واثق ( 7 ) داند كه آن خداى كه او را در آتش نگاه داشت ، در آبش نگاه دارد . و تمامى قصّه به مواضع خود چون به آيات مىرسيم گفته مىشود - ان شاء اللَّه تعالى و به الثّقة .
قوله تعالى : * ( وَيَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ ) * ، استحياء ، استبقاء باشد ، و « سين » ، طلب راست ، يعنى طلب حيات ايشان مىكردند و ايشان را زنده رها مىكردند ، پسران را مىكشتند و دختران را زنده رها مىكردند ، اين لفظ در اين جا استفعال [ 80 - پ ] از
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، مب ، مر و .
( 2 ) . مج ، دب ، آج ، لب : مىبخشيد ، فق ، مب : در او ظاهر بود ، مر : مىسوخت .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : چون .
( 4 ) . مر : گرداگرد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها مادر موسى .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : و اوثق و .