پشت عمران باشد ، و عمران مؤمن بود و ( 1 ) ايمان پنهان داشتى ، و از جملهء خواصّ فرعون بود . فرعون او را گفت : نخواهم كه ( 2 ) يك ساعت از پيش من غايب باشى به شب و روز . گفت : همچنين كنم ، به شبها پيش او مىخفت .
شبى از شبها فرعون بر كوشك خود خفته بود و عمران پيش او خفته ( 3 ) ، خداى تعالى فريشته اى را بفرستاد تا مادر موسى را بر گرفت و بنزديك عمران آورد ، و او خفته ، و بنزديك عمران بنهاد او را . عمران از خواب در آمد مادر موسى را ديد بنزديك خود در كوشك فرعون ، عمران گفت : تو چگونه آمدى اين جا ؟ و چند ( 4 ) درها [ 80 - ر ] بسته است و حجّاب و حرّاس نشسته ؟ گفت : من ندانم ، و من نيامدم ، مرا اين جا آوردند . عمران دانست كه آن كار خداى است ، بر بالين فرعون با او خلوت كرد و او به موسى بار بر گرفت ، و آن فريشته او را در شب با جايگاه خود برد .
چون ( 5 ) حمل ظاهر شد ، عمران بر خود بترسيد از آنچه فرعون بر او عهد و ميثاق گرفته بود كه هيچ گرد زنان نگردد و خلوت نكند به هيچ وجه ، و او قبول كرده بود .
چون حمل آشكارا شد ، مردم ايشان باز گفتند ، به سمع فرعون رسيد . فرعون گفت : مرا باور نيست كه من يك لحظه او را از پيش خود فرا ( 6 ) نگذاشتهام .
آنگه جماعتى زنان معتمد را از خواصّ ( 7 ) خود بفرستاد تا اين حال بنگرند .
بيامدند و بديدند و تفحّص كردند . خداى تعالى فرمان داد تا كودك با پشت مادر شد ، و ايشان بازگشتند و خبر دادند و سوگند خوردند كه اين معنى هيچ نيست . فرعون بفرمود تا آن ساعيان را عقوبت كردند و در برّ و اكرام عمران بيفزود ، و همچنين مىبود تا وقت وضع بار بنهاد ( 8 ) ، و آن حال ظاهر شد و خبر متواتر گشت كه زن عمران به پسرى بار بنهاد .
خبر به سمع فرعون رسيد ، گماشتگان و خواصّ ( 9 ) خود را فرستاد تا بدانند كه اين
هامش
( 1 ) . مر گويند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مب هيچ .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مب بود .
( 4 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 1 / 179 ) : چپد .
( 5 ) . فق اثر .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : فرو .
( 7 ) . مر : از پيش خاصان .
( 8 ) . مر : وضع حمل بار نهاد .
( 9 ) . فق ، مب ، مر : خاصّان .