پادشاه عمالقه است ، چنان كه قيصر گويند پادشاه روم را ، و قيل ( 1 ) پادشاه حمير را ، و فغفور [ 79 - ر ] پادشاه چين را ، و كسرى پادشاه پارس را ، و خاقان ملك ترك را ، و تبّع ملك تبابعه را . و ايشان جماعتىاند از عرب .
و او اسمى اعجمى است غير منصرف للعجمة و العلميّة . و گفتهاند : نامش مصعب بن الرّيّان بود ، و گفتهاند ، وليد مصعب بود ، و گفتهاند : ريّان بن الوليد فرعون اوّل بود در مصر كه در عهد يوسف - عليه السّلام - بود كه خزاين مصر در دست يوسف كرد ، كما قال تعالى حكاية عنه : اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الأَرْضِ ( 2 ) .
و اين فرعون يوسف - عليه السّلام - بر دست يوسف ( 3 ) ايمان آورد ، و ( 4 ) در عهد يوسف - عليه السّلام - بمرد ، از پس او پادشاهى به قابوس بن مصعب رسيد ، و يوسف - عليه السّلام - زنده بود او را دعوت كرد به اسلام ، اجابت نكرد ، و جبّارى بود و ( 5 ) ظالم ، و يوسف - عليه السّلام - در عهد مملكت او با پيش خداى شد ، و اين قابوس در ملك ديرگاه بماند ، پس خداى تعالى هلاكش كرد .
از پس او برادرش ابو العبّاس الوليد بن مصعب به پادشاهى بنشست ، و نسب او الوليد بن مصعب بن الرّيّان بن اراشة بن شروان بن عمرو بن ( 6 ) قاران ( 7 ) بن عملاق بن لاوذ بن سام بن نوح - عليه السّلام ، اين فرعون موسى بود .
* ( يَسُومُونَكُمْ ) * ، اى يكلَّفونكم ، بر شما مىنهند من قولهم ( 8 ) : سامه الخسف اذا حمّله الظلم ، قال الشّاعر :
ان سيم خسفا وجهه تربّدا و السّوم ، السّعر نرخ باشد ، يقال : ساومته على كذا ، با او نرخ كردم ، و از اين جاست
حديث رسول - عليه السّلام : لا يدخل احدكم في سوم اخيه .
و سوم ، همچنين مداومت كردن اشتر باشد بر چره كردن ، و سوم نيز آن باشد كه مىرود و مىچرد ، و
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر گويند .
( 2 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 55 .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : و اين فرعون به يوسف .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مب : عمر بن .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مر : فاران ، مر : فازان .
( 8 ) . اساس : قوله ، با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها تصحيح شد .