* ( فَتابَ عَلَيْه ) * ، بدان كه « توبه » در لغت رجوع باشد ، يقال : تاب و ثاب و اب و اناب ، و آل و آض اذا رجع . چون بنده توبه كند ، گويند : تاب الى اللَّه . چون رحمت خداى قبول كند ، گويند : تاب اللَّه عليه ، يعنى با سر او آرد ( 1 ) و بنده را تايب گويند و خداى را تعالى توّاب گويند ، و ببناء ( 2 ) مبالغه براى آن كه رحمت خداى بيش از توبهء تايبان باشد .
و در شرع ، توبه پشيمانى باشد بر گناه گذشته و عزم بر آن كه با سر مانند آن نشود براى قبحش را يا براى وجه قبحش را ، على خلاف فيه ، اين توبه آن است كه اجماع امّت است بر اسقاط عقاب عند اين .
و قبول توبه به دو معنى باشد : از خداى تعالى ، يكى به ضمان ثواب و ديگر به اسقاط عقاب و توبهء پيغامبران و امامان با خداى تعالى بر سبيل انقطاع و خضوع و فزع باشد با خداى تعالى . و معنى قبول خداى تعالى توبهء ايشان را ضمان خداى بود ثواب آن طاعت را ، و مراد به قوله : * ( فَتابَ عَلَيْه ) * در آيت اين است ، چه عقاب در حقّ پيغامبران - عليهم السّلام - ثابت نشود تا به اسقاط حاجت باشد .
و بنزديك ما ، توبه اسقاط عقاب نكند ، بل خداى تعالى اسقاط كند عقاب را عند توبه ، به تفضّل . و نزديك معتزله ، بر خداى واجب بود قبول توبه به معنى اسقاط عذاب ( 3 ) ، و توبه از ترك ( 4 ) باشد [ 65 - پ ] ، و فعل قبيح ، و نيز از ترك مندوب صحيح بود . بمعنى الرّجوع الى فعله ، و توبهء انبيا - عليهم السّلام - بر اين وجه باشد . و توبه از غصب با اقامت بر منع مغصوب درست باشد ، و توبه از قتل عمد ، بى تسليم نفس به اولياى مقتول درست باشد ، و توبه از قتلى كه موجب قود بود بى قود درست باشد ( 5 ) بنزديك بعضى اصحاب ما . و اين جمله مسائل مبنى است بر آن كه ، توبه از بعضى معاصى با اصرار بر بعضى درست باشد ، و ( 6 ) مذهب ابو هاشم درست نيايد . و مذهب مرتضى - رحمة اللَّه عليه - همچنين است ، و مذهب ابو على درست آيد ، براى آن كه بر
هامش
( 1 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، وز ، مر : با سر آورد .
( 2 ) . دب : بنابر ، آج ، لب ، فق : بناى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : عقاب .
( 4 ، 6 ) . مج واجب .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : نباشد .