و ابليس را . * ( مِنْها ) * ، من الجنّة او من السّماء . * ( جَمِيعاً ) * ، تأكيد است ، چنان كه : جاءنى القوم اجمعون .
حسن بصرى گفت : اگر آدم از درخت تناول نكردى ، خداى تعالى هم او را به زمين فرستادى براى آن كه او را براى زمين آفريد ، في قوله : إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً ( 1 ) . و گروهى ديگر گفتند : مراد زمين بهشت است ، و قول اوّل درستتر است براى آن كه « لام » تعريف ، و نصب « جميعا » بر حال باشد ، يعنى مجتمعين .
* ( فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ ) * ، « اتيان » و « مجىء » و « اقبال » ، نظاير بود . « ان » ، حرف [ 66 - پ ] شرط است ، و « ما » براى آن آورد تا به « نون » تاكيد سخن مؤكّد كند ، چه نون تأكيد بى « ما » و يا « لا » و يا « لام » نيايد ، تقول : امّا تفعلنّ ( 2 ) ، و لا تقول : ان تفعلنّ ( 3 ) . و تقول : به عين ما أرينّك ، و لا تقول : به عين ارينّك .
اگر گويند : در كلام دو شرط هست : يكى به « ان » ، يكى به « من » ، جزاى هر يك كجاست ؟ جواب گوييم : بدان كه شرط و جزا مشبّه است به مبتدا و خبر ، براى آن كه مبتدا بى خبر مستقلّ نبود ، و شرط بى جزا . پس چنان كه در خبر مبتدا ، جمله اى از مبتدا و خبر آرند ، چنان كه : زيد ابوه منطلق ، و جملهء شرط و جزا آرند ، چنان كه : زيد ان يكرمك اكرمه ، همچونين در جزاى شرط ، شرط و جزا آرند ، و مبتدا و خبر آرند ، چنان كه : ان تأتنى فمن يكرمك اكرمه ، و ان تأتني فانت مكرم . در آيت جزاى شرط هم شرط و جزاست به « من » ، و جزاى شرط دوم جمله اى اسمى است ، من قوله ، * ( فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ) * ، و مثال آيت اين است كه گويى : ان تأتني فمن يكرمك فله العزازة و الكرامة .
و در « هدى » ، اين جا دو قول گفتهاند : يكى بيان و دلالت ، و يكى انبيا و رسل .
و « تبع » و « اتّبع » و « تابع » يكى باشد ، و معنى « متابعت » ، اقتدا و احتذا بود ، و نقيض او ، « ابتدا » و « ابتداع » بود . مىفرمايد حق تعالى كه : هر كه متابعت آيات و ادلَّه و پيغامبران من كند ، بر او هيچ خوف و اندوه نباشد .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 30 .
( 2 ، 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : يفعلنّ .