كه معصيت بسيار كرده باشد و تفصيل آن با ديد آرد ( 1 ) ، بر او واجب نباشد از هر يكى توبه اى كردن ، بل او را يك توبه كفايت باشد از همه . و هر چه خداى تعالى كاره بود آن را و رضا نداد به كردن آن .
و توبه از معصيت به معصيت درست نباشد ، چنان كه از الحاد به عبادت اصنام . و توبه از بنده درست آيد مادام تا به حدّ الجاء نرسد ، و از علامات مرگ يا اشراط ( 2 ) قيامت چيزى نبيند . و رسول - عليه السّلام - گفت :
انّ اللَّه يقبل توبة عبده ما لم يغرغر
، خداى تعالى توبهء بنده بپذيرد ( 3 ) مادام تا جانش به حلق نرسيده باشد .
و اتّفاق است كه آدم و حوّا هر دو توبه كردند ، و قرآن به اين ناطق است في قوله : قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ( 4 ) - الاية .
و خداى تعالى گفت : * ( فَتابَ عَلَيْه ) * ، و لم يقل عليهما ، اكتفاء بالواحد عن الاثنين ، چنان كه : وَإِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها ( 5 ) . . . ، و قوله : وَاللَّه وَرَسُولُه أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوه . . . ( 6 ) ، و قوله : وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّه ( 7 ) . . . ، و نگفت : « اليهما » و « يرضونهما » و « ينفقونهما » ، و شاعر گفت :
رماني بأمر كنت منه و والدي
بريّا و من جول الطَّوىّ رماني
و نگفت : بريّان .
* ( إِنَّه هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) * ، توّاب كثير قبول التّوبه باشد ، و براى آن « رحيم » ضمّ كرد با اين لفظ تا منبىء باشد از آن كه خداى تعالى به قبول توبه متفضّل است .
قوله : * ( قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً ) * . سؤال كردند كه : چرا اين لفظ تكرار كرد ؟ يك جواب آن است كه تأكيد را ، چنان كه : اذهب ، اذهب ، چنان كه شاعر گفت :
كم نعمة عندي لكم كم كم و كم
و جواب ديگر آن است كه : به هبوط اوّل نزول خواست از بهشت به آسمان دنيا ، و به دوّم نزول خواست از آسمان دنيا به زمين . امر است به هبوط آدم را و حوّا را
هامش
( 1 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، وز ، فق ، مب : ياد ندارد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : يا شرايط .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بپذيرفت .
( 4 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 23 .
( 5 ) . سورهء جمعه ( 62 ) آيهء 11 .
( 6 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 62 .
( 7 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 34 .