غالب است خاك را . گفتند : از آن عظيمتر هيچ نيست ( 1 ) در خلق تو ؟ گفت : بنده اى كه صدقه اى به دست راست بدهد ، از دست چپ پوشيده دارد .
عبد اللَّه عمر روايت كند از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه گفت : خداى تعالى زمين اوّل بيافريد و مسكن آدمى كرد .
و زمين دوّم ( 2 ) به زندان باد كرد و بادهاى مختلف از او آيد ( 3 ) .
و در زمين سوم خلقى آفريد رويهاى ايشان چون روى آدمى و پايهاى ايشان چون پاى گاو ( 4 ) ، و اندام ايشان موى دارد چون موى گوسپند ( 5 ) ، طرفة العينى در خداى عاصى نشوند . شب ما ، روز ايشان است ، و روز ما شب ايشان .
و زمين چهارم ، در او سنگ كبريت است كه خداى تعالى براى اهل دوزخ نهاده است ، چنان كه گفت : * ( وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ ) * ( 6 ) .
وهب منبّه گويد : هر پاره اى سنگ ، چون ( 7 ) كوهى عظيم است بر زمين .
و رسول - عليه السّلام - گفت : در آن جا رودهاست از كبريت گداخته كه اگر عظيمتر كوهى در او فگنند ، فرو برد .
زمين پنجم ، مسكن ماران و گزدمان اهل دوزخ است ، هر مارى چند واديى ، هر دندانى دارد ( 8 ) چند نخلى ، هر مارى از اين ، هژده ( 9 ) هزار دندان دارد ، و زير هر دندانى هژده ( 10 ) هزار قلَّه زهر دارد كه اگر يكى از آن در دنيا ريزند ، همهء اهل دنيا ( 11 ) بميرند .
در خبر هست كه : چون بوى يكى از ايشان به دوزخيى رسد ، همه اعضاى او از [ 39 - پ ] يكديگر جدا گردد ، و هرگز دمى چند شترى ، و هر دنبالى چند نيزه اى ، بر هر دنبالى سيصد و شصت بند باشد . در هر بندى سيصد و شصت فرق زهر باشد ، هر فرقى سيصد و شصت قلَّه ، كه به يك قلَّه از آن همهء اهل زمين هلاك شوند .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : هست .
( 2 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، وز ، فق ، مب ، مر بيافريد و .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، مب : وزيد ، فق : وزد ، مر : مىوزد .
( 4 ) . مج ، فق ، گافان ، دب ، آج ، لب ، وز : گاوان .
( 5 ) . مج ، وز : گوسپندان ، ديگر نسخه بدلها : گوسفندان .
( 6 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 24 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : چند .
( 8 ) . مر : دندانى از ماران را ، ديگر نسخه بدلها : دندانى .
( 9 ) . لب : هيژده .
( 10 ، 11 ) . اساس : متن اصلى محو شده و به صورت : « اصلها او » در آمده ، به قياس با نسخهء مج تصحيح شد .