زمين ششم جاى نامهاى اهل دوزخ كرد و جاى ارواح ايشان ، و نام آن « سجّين » است ، ذلك قوله : كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ( 1 ) .
و زمين هفتم جاى ابليس و لشكر او كرد ، و سراى ( 2 ) او در آن جا نهاده است ، از يك جانبش سموم باشد ، و از يك جانب سرير ، زمهرير . و رعايا و لشكر او پيرامن او از آن جا پراگنده شوند .
و سلمهء كهيل ( 3 ) روايت كند از عبد اللَّه مسعود كه : خداى تعالى بهشت در آسمان هفتم آفريده است امروز و دوزخ در زمين هفتم چون فانى كند آن جا باز آفريند كه او خواهد . امّا بعد ( 4 ) قعر زمين ، حديث قارون بس است ، في قوله : فَخَسَفْنا بِه وَبِدارِه الأَرْضَ ( 5 ) . و آنگه ، خداى تعالى او را به زمين فرو برد و مالهاى او را و سراى او را تا روز قيامت ، به زمين فرو مىشود .
در اخبار مسلسل ، ابو اسحاق ابراهيم الثّعلبىّ المفسّر بيارد كه : مرا روايت كرد أبو بكر محمّد بن احمد القطَّان الاصفهانىّ و انگشتهاى خود در انگشتهاى من افگند ، و همچونين جمله راويان تا به ابو هريره برد ( 6 ) ، كه او گفت : مرا حديث كرد رسول خداى ، انگشتها در انگشتهاى من افگنده و گفت : خداى تعالى زمين روز شنبه آفريد و كوهها روز يك شنبه ، و درختان روز دوشنبه ، و مكاره روز سه شنبه ، و نور روز چهار شنبه ، و چهار پايان را روز پنج شنبه ، و آدم را روز آدينه . اين طرفى است از قصّهء خلق زمين ، چنان كه وعده داديم كه هر قصّه كه اوّل بار به دو رسيم ، طرفى بگوييم ، و آنگاه حواله بر گفته مىكنيم - ان شاء اللَّه تعالى و به الثّقة . و حديث خلق آسمان ، در دگر آيت گفته شود - ان شاء اللَّه ( 7 ) .
* ( فَلا تَجْعَلُوا لِلَّه أَنْداداً ) * ، « انداد » ( 8 ) ، جمع « ندّ » باشد ، هم مثل باشد و هم ضدّ باشد ، و كلمه از اضداد است . امّا به معنى ، چنان بود كه حسّان گويد :
أ تهجوه و لست له بندّ
فشرّ كما لخير كما الفداء
هامش
( 1 ) . سورهء مطفّفين ( 83 ) آيهء 7 .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : سراى .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق : سلمه سهيل .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، وز و .
( 5 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 81 .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها قوله .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : اندادا .