او نيز همين كار را كرد و رهائى يافت .
در سراسر شهرهاى او خبر پيچيد كه او نابود شده است .
شايعات نيز درين باره بسيار شد .
اما شهاب الدين ، تنها با هفت نفر ، به طالقان رسيد چون بيشتر لشكريانش كشته شده بودند و همهء خزانههايش نيز به يغما رفته بود .
از اين رو ، حسين بن خرميل ، صاحب طالقان ، خيمهها و - چيزهاى ديگرى كه مىخواست ، برايش فرستاد .
شهاب الدين آنگاه رهسپار غزنه شد و حسين بن خرميل را نيز با خود برد چون شنيده بود كه او به خاطر فرار خود از جنگ ، سخت بيمناك است و از خشم شهاب الدين مىترسد و گفته است :
« همين كه سلطان شهاب الدين از اين جا برود ، من به نزد خوارزمشاه خواهم گريخت . »
از اين رو ، شهاب الدين ، حسين بن خرميل را همراه خويش برد و او را امير حاجب خود ساخت .
هنگامى كه خبر كشته شدن شهاب الدين شايع شد ، تاج الدين الدز ، مملوكى كه شهاب الدين وى را خريدارى كرده بود ، در صدد برآمد كه از فرصت استفاده كند . از اين رو ، ياران خويش را گرد آورد و بر قلعهء غزنه حمله برد تا از آن بالا رود .
ولى نگهبان قلعه از پيشرفت او جلوگيرى كرد و او نيز ناچار به خانهء خود برگشت و در آن جا ماند .
طايفهء خلج و ساير تباهكاران نيز در شهرها به فتنه و فساد پرداختند و راهها را زدند و بسيارى را كشتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 9
مساهمون: ابن الأثير
ص٩