همچنين عمر بن يزان را گرفتند و به سختترين گونه كيفر دادند .
و آن دو ، و همهء كسانى را كه با آن دو همدستى كرده بودند ، كشتند .
شهاب الدين كه ايشان را كشته ديد ، به خواندن اين آيه پرداخت :
« إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا . . . »
تا آخر . [ ( 1 ) ]
آنگاه به دستور شهاب الدين در سراسر شهرهاى او جار زدند كه لشكريان براى حمله به ختا و پيكار با ختائيان و خونخواهى از ايشان خود را آماده كنند .
دربارهء شكست خوردن سلطان شهاب الدين از ختائيان روايت ديگر هست .
گفته شده است : سبب شكست او اين بود كه وقتى از ختا به
هامش
[ ( 1 ) ] - از آيه 33 سورهء مائده كه چنين است :ما « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ، ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ . »( همانا كيفر آنان كه با خدا و رسول او به جنگ برخيزند و در زمين به فساد كوشند جز اين نباشد كه آنها را به قتل رسانند يا به دار كشند يا دست و پا ببرند به خلاف ( يعنى دست راست يا پاى چپ يا بالعكس ) يا نفى بلد و تبعيد كنند در زمين . اين ذلت و خوارى آنان را در دنيا خواهد بود و در آخرت نيز بعذابى بزرگ معذب باشند ) .
( قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشهاى )