سوى خوارزم بازگشت ، در بيابانى كه سر راهش بود به خاطر كميابى آب لشكريان خويش را پراكنده ساخت .
ختائيان نيز در سر راه همان بيابان فرود آمده بودند و همين كه گروهى از ياران شهاب الدين از بيابان بيرون مىرفتند ، جمعى از ختائيان به ايشان حمله مىبردند و آنان را مىكشتند يا اسير مىساختند .
از لشكر شهاب الدين هر كس هم كه جان سالم بدر مىبرد ، به سوى شهرها مىگريخت و هيچكس به پيش وى باز نمىگشت تا او را از آن حال آگاه سازد .
بدين گونه ، شهاب الدين ، بى اين كه از آن وضع آگاهى داشته باشد ، با دنبالهء لشكر خويش كه بيست هزار سوار بودند ، حركت كرد و هنگامى كه از آن بيابان گذشت ، به ختائيان برخورد كه استراحت كرده و تازه نفس بودند . در صورتى كه او و يارانش از خستگى بسيار ، حال جنگ نداشتند .
از سوى ديگر ، شمارهء ختائيان چند برابر شمارهء لشكريان شهاب الدين بود .
شهاب الدين تمام روز را با ايشان جنگيد و خود را از گرفتارى در جنگ ايشان بر كنار داشت تا سرانجام كه او را در اندخوى محاصره كردند .
ظرف چند روز ميان دو دسته چهارده نبرد روى داد كه يكى از آنها از عصر تا بامداد روز بعد طول كشيد .
پس از آن شهاب الدين گروهى از سپاهيان خود را شبانه پنهانى به خارج فرستاد و دستور داد كه بامداد برگردند و چنان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 12
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢