آرى
« بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
» [ ( 1 ) ] خانوادهها و دارائى ايشان همه همراهشان بود و آنها از خود جدا نساخته بودند .
از اين رو ، مسلمانان همه را گرفتند و به اندازهاى غنيمت به دست آوردند كه همانندش شنيده نشده بود .
كار به جائى رسيد كه اسيران كوكرى را مىفروختند و هر پنج برده به يك دينار ركنى ، يا چيزى در اين حدود ، فروخته مىشد .
ابن كوكر نيز پس از آن كه برادران و زن و فرزندان خود را كشت ، گريخت .
اما پسر دانيال ، صاحب جبل جودى ، شب هنگام خود را به قطب الدين آيبك رساند و از او پناه خواست .
آيبك نيز او را در پناه خود گرفت و از او در پيش شهاب الدين شفاعت كرد .
شهاب الدين نيز ميانجيگرى آيبك را پذيرفت و از گناه او
هامش
[ ( 1 ) ] - از آيه چهل و چهارم سورهء هود كه چنين است :ما « وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ . »( و به زمين خطاب شد كه فورا آبش را فرو برد و به آسمان خطاب شد كه باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم ( قهر الهى ) انجام يافت و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد . )
( قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشهاى )