وارث حقيقى آن مرحوم است و ميراثش را به او بدهيم .
بعد اين زن آمد و گواهينامهاى آورد كه آنچه فرزندش داشته به او مىرسد .
من به اين دو نفر گفتم : « اين دو غلام را از آن زن بخريد و قيمت آنها را هم از روى انصاف و عدالت به او بپردازيد . »
رفتند و برگشتند و گفتند : « معاملهء ما با اين زن سر نمىگيرد زيرا قيمت زيادى مىخواهد . »
بيش از دو ماه است كه به آنها گفتهام دو غلام را به زن برگردانند و تا امروز مىبينم هنوز صحبت او در ميان است در صورتى كه گمان مىكردم او مال خود را گرفته و رفته است . يقينا اينها دو غلام را به او ندادهاند و او براى دادخواهى آمده و به دادش نرسيدهاند بدين جهت دست به دامن تو شده است .
لابد هر كس كه اين زن را مىبيند و شكايت و دادخواهى او را مىشنود خيال مىكند اين من هستم كه نمىگذارم او به حقش برسد . و از من بد گوئى مىكند . و مرا بيدادگر مىخواند در صورتى كه من ابدا خبر ندارم و هر چه هست كار اين دو نفر است .
مىخواهم كه اين دو غلام را تحويل بگيرى و به آن زن تحويل بدهى . »
بدين گونه ، آن زن مال خود را گرفت و برگشت در حالى كه شكر مىگفت و دعا مىكرد .
از اين قبيل نيكوكارىها زياد داشت كه ما نمىخواهيم با ذكر همهء آنها به دراز گوئى پردازيم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 263
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٣