تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
نشست و لقب معز الدين را ، كه لقب پدرش بود ، بر خود نهاد . همين كه پايه‌هاى فرمانرواى وى استوار شد ، بسيارى از كنيزان پدر خويش را گرفت و در دجله غرق كرد . يكى از دوستان ما تعريف مىكرد كه در فاصلهء يك تيررس ، در دجله هفت زن ديده بود كه غرق شده بودند . مىگفت : « از آنها سه نفرشان ، صورتشان سوخته بود و من علت اين سوختگى را نفهميدم تا وقتى كه در موصل يكى از كنيزان سنجر را خريدم . اين زن برايم شرح داد كه محمود هر كنيزى را كه مىخواست نابود كند ، او را مىگرفت و چهره‌اش را در آتش فرو مىبرد . پس از آن كه مىسوخت ، او را در دجله مىانداخت . باقى كنيزان را هم كه غرق نكرده بود ، فروخت . تا اهل آن خانه همه از بين رفتند و پراكنده شدند . سنجر شاه ، كه كشته شد ، مردى بد نهاد و ستمكار و سنگدل بود . دو روئى و نيرنگبازى بسيار داشت و به همه كارها از جزئىترين تا كلىترين آنها چشم مىدوخت . از بد رفتارى با رعيت خود و ديگران و گرفتن دارائى و املاك ايشان و كشتن و خوار كردنشان پروائى نداشت . براى آزردن و كيفر دادن مردم راه هول انگيزى مىپيمود كه عبارت از بريدن زبان و بينى و گوش بود . اما ريش مردم را به اندازه‌اى از بيخ تراشيده بود كه به شماره در نمىآمد .