نور الدين ارسلانشاه ، همين كه اين خبر را شنيد ، در پايان ماه شعبان به شهر نصيبين رفت كه در اختيار قطب الدين بود .
آن شهر را محاصره كرد و گرفت . قلعهء شهر باقى ماند كه آن را نيز چند روز محاصره كرد .
هنگامى كه به محاصرهء قلعه اشتغال داشت و چيزى نمانده بود كه آن را بگشايد و تصرف كند ، به دو خبر رسيد كه مظفر الدين كوكبرى بن زين الدين على ، صاحب اربل ، به توابع موصل حمله برده و نينوى را تاراج كرده و غلات آن را نيز آتش زده است .
نمايندهء نور الدين كه در موصل بود و نگهدارى موصل را بر عهده داشت ، خبر تاخت و تاز مظفر الدين را به نور الدين فرستاد و نور الدين به دريافت اين خبر از نصيبين روانهء موصل گرديد و در انديشهء آن بود كه به شهر اربل برود و آنجا را غارت كند همچنان كه صاحب اربل در نينوى دست به غارت گذاشته بود .
نور الدين به شهر بلد رسيد و مظفر الدين كوكبرى نيز به شهر خويش بازگشت .
نور الدين در ضمن پى برد به اين كه در آنچه به وى گفته بودند زيادهروى شده بوده است .
لذا از شهر بلد به تل اعفر رفت و آن جا را محاصره كرد و گرفت و كارهايش را سر و سامان بخشيد و هفده روز در آن جا ماند .
در همان اوقات ملك اشرف موسى ، پسر ملك عادل بن ايوب ، براى كمك به قطب الدين ، صاحب سنجار و نصيبين ، از شهر حران به رأس عين رفته بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤