تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
ملك اشرف و همراهانش آمدند و در كفر زمار اردو زدند و شهرهاى آن حدود را سخت تاراج كردند . و تباهى و نابودىهائى به بار آوردند كه شايستهء ايشان نبود به ويژه در شهر بلد كه آن را به بدترين گونه‌اى غارت نمودند . از رويدادهاى شگفت‌آورى كه در اين باره شنيديم يكى آن بود كه زنى پخت و پز مىكرد . همين كه آن يغماگرى و چپاول را ديد ، النگوهايى را كه به دست داشت در آتش انداخت و گريخت . سربازى بدان جا رسيد و هر چه در خانه يافت تاراج كرد . در آن ميان تخم مرغى ديد . آن را بر گرفت و در آتش گذارد كه بپزد و بخورد . همين كه تخم مرغ را بر روى آتش حركت داد ، چشمش به النگوها افتاد و آنها را برداشت . اقامت مهاجمان در آن جا به درازا كشيد و پيك و پيام‌هائى دربارهء صلح رد و بدل شد . كار بدين جا رسيد كه نور الدين تل اعفر را برگرداند و صلح بر همان پايهء اول باشد . نور الدين در برگرداندن تل اعفر درنگ كرد و چون كار به درازا كشيد ، آن را تسليم ايشان نمود . بدين گونه ، در آغاز سال 601 همه با هم صلح كردند و لشكريان از آن نواحى پراكنده شدند .