اسبش او را راهنمائى مىكرد .
ديگرى را مركيس ( ماركيز ) مىخواندند . او سردستهء فرنگيان بود .
سومى كنت افلند ناميده مىشد و شمارهء سربازانش از همه بيشتر بود .
پس از دستيابى بر قسطنطنيه ، بر سر فرمانروائى بر اين شهر قرعه كشيدند . و قرعه به نام كنت افلند بيرون آمد .
اين قرعه كشى را براى بارهاى دوم و سوم نيز تكرار كردند و هر بار قرعه همچنان به نام او در آمد .
لذا كنت افلند را فرمانرواى قسطنطنيه ساختند . خداوند فرمانروائى را به هر كس كه خواست مىبخشد و از هر كس كه خواست مىگيرد .
از اين رو وقتى سه بار قرعه به نام كنت افلند در آمد حكومت قسطنطنيه و نواحى مجاور آن را به دو سپردند .
قرار شد جزائرى مانند كرت و رودس و غيره در اختيار دوقس البنادقه باشد و شهرهايى كه در بخش خاورى آن خليج بودند ، مانند ازنيق ( نيقيه ) و لاذقيه ، به مركيس ، سر دستهء فرنگيان تعلق گيرد .
ولى به هيچيك چيزى نرسيد جز به همان كس كه قرعهء فرمانروائى قسطنطنيه به نام وى در آمده بود .
باقى نقاط را روميانى كه در آنها به سر مىبردند ، تسليم نكردند .
اما شهرهاى بخش خاورى خليج كه قبلا به فرمانرواى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١