آنان فاصله داشت ، اردو زد .
همين كه به دو خبر رسيد كه لشكريان دشمن سوار شده و آمادهء پيكار گرديدهاند ، او نيز با ياران خويش سوار شد و به سوى ايشان تاخت .
ولى نشانهاى از دشمنان نديد . از اين رو ، به خيمهگاه خود بازگشت و فرود آمد و لشكريانش نيز بياسودند .
آنگاه بسيارى از سربازان را به قريههاى اطراف فرستاد تا علوفه براى چارپايان و چيزهاى ديگر مورد نياز خود را فراهم آورند .
بعد ، بار ديگر ، كسى آمد و او را از حركت دشمن و قصد او آگاه ساخت .
نور الدين و لشكرش سوار شدند و به سوى دشمنان تاختند .
ميان ايشان نزديك به دو فرسنگ فاصله بود .
نور الدين و سپاهيانش هنگامى كه در برابر دشمن اردو زدند ، خستگى و رنجشان فزونى يافته بود ، در حالى كه دشمنانشان به اندازهء كافى استراحت كرده و تازه نفس بودند .
دو لشكر با يك ديگر روبرو شدند و به پيكار پرداختند .
جنگ ميان ايشان ديرى نپائيد كه لشكر نور الدين شكست خورد و پا به گريز نهاد .
نور الدين نيز گريخت و راه موصل در پيش گرفت و هنگامى كه به موصل رسيد ، تنها چهار تن همراهش بودند .
بعد لشكريان او كه گريخته و پراكنده شده بودند ، رفته رفته به همديگر پيوستند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 26
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦