تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مردم زبان به بدگوئى وى گشودند . از اين گذشته ، بكتمر پيوسته سرگرم لهو و لعب و ميگسارى بود . [ ؟ ] لذا گروهى از تودهء مردم خلاط و گروهى از سپاهيان به ناصر الدين از لحاظ رتبه و مقام در ميان فرمانروايان از فرا خواندند . ناصر الدين از لحاظ رتبه و مقام در ميان فرمانروايان از [ ؟ ] ؟ بكتمر پائين‌تر بود ولى از اين جهة او را برگزيدند كه پدرش قطب - الدين ايلغازى ، خواهرزادهء شاه ارمن بن سكمان ، به شمار مىرفت و شاه ارمن هم چون فرزندى نداشت ، در زمان حيات خود مردم را سوگند داده بود كه پس از وى به دو بگروند . وقتى كه چنين حادثه‌اى پيش آمد مردم سوگندهائى را كه خورده بودند به ياد آوردند و گفتند : « او را بدينجا دعوت مىكنيم و به كرسى فرمانروائى مىنشانيم چون او از خاندان شاه ارمن محسوب مىشود . » از اين رو به وى نوشتند و او را فراخواندند . بعد ، يكى از مملوكان شاه ارمن كه بلبان نام داشت و آشكارا نسبت به بكتمر سركشى و دشمنى مىكرد ، از خلاط به ملازگرد رفت و آن جا را گرفت . لشكريانى در اطرافش گرد آمدند و شمارهء افرادش افزايش يافت . بدين گونه توانائى و نيرو بهم رساند و رهسپار خلاط گرديد و آن ولايت را در ميان گرفت .