غياث الدين كه چنين ديد ، از دست يا بى بر آن شهر نااميد شد و از آن جا رفت .
ولى گروهى از لشكر خود را در نزديك انطاكيه ، در - كوههائى كه ميان انطاكيه و شهرهاى وى بود ، گماشت و دستور داد كه نگذارند خواربار به انطاكيه برسد .
اين وضع را دنبال كردند تا عرصه به مردم شهر تنگ گرديد و كار بر آنان سخت شد .
لذا از فرنگيان خواستند كه براى دفع مسلمانان و رفع مزاحمتشان از شهر بيرون بروند .
فرنگيان گمان بردند كه روميان مىخواهند آنان را بدين بهانه از شهر خويش بيرون كنند .
از اين رو در ميانشان اختلاف افتاد و با همديگر به جنگ پرداختند .
روميان كه ديدند كار بدتر شد براى مسلمانان پيام فرستادند و ايشان را به نزد خود فرا خواندند تا شهر را تسليمشان كنند .
مسلمانان نيز خود را به انطاكيه رساندند و براى پيكار با فرنگيان ، گرد هم آمدند .
فرنگيان شكست خوردند و گريختند و به درون دژ شهر رفتند و در آن جا پناه گرفتند .
مسلمانان كسى را پيش غياث الدين كيخسرو ، كه در شهر قونيه بود ، فرستادند و او را به نزد خود طلبيدند .
او نيز با گروهى از لشكر خود شتابان روانه شد و در تاريخ دوم شعبان بدان جاى رسيد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٨