تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
غياث الدين است . همين كه از پيش او برگردد ، به نام غياث الدين خطبه خواهم خواند . » مردم نيز به شنيدن سخنان او خوشوقت مىشدند . اما تاج الدين الدز با اين سخنان نيرنگ مىكرد ، و هم مردم را فريب مىداد ، هم غياث الدين را ، چون اگر اين كار را نمىكرد بيشتر تركان و مردم ديگر ، از گرد او پراكنده مىشدند و در اين صورت ناتوان مىگرديد و از پايدارى در برابر فرمانرواى باميان باز ميماند . از اين رو با آن سخنان و حرف‌هائى همانند آنها تركان و ديگران را در خدمت خويش نگاه مىداشت . اما پس از پيروزى بر فرمانرواى باميان ، به گونه‌اى كه شرح خواهيم داد ، آنچه را كه پنهان مىكرد ، آشكار ساخت . وضع او بدان نحو بود كه شنيد علاء الدين و جلال الدين ، دو فرزند بهاء الدين صاحب باميان ، با لشكريان بسيار به غزنه نزديك شده‌اند و بر آن سرند كه غزنه را تاراج كنند و مال و جان مردم را مباح شمارند . مردم را بيم و هراسى سخت فرا گرفت . تاج الدين الدز بسيارى از لشكريان خويش را بسيج كرد و به راه دشمنان خود فرستاد . اين عده با پيشروان لشكر باميان روبرو شدند و به جنگ پرداختند . در اين جنگ گروهى از تركان كشته شدند و لشكر باميان بر آنان دست يافت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 120 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت