تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
نكته قابل توجه اينست كه قرآن كريم آثار و مخلوقات را به نام آيات مىخواند و توجهى كه از اين راه پيدا مىشود تذكر و يادآورى مىنامد قرآن كريم مىخواهد مطالعه در مخلوقات را وسيله اى براى تنبه و بيدارى فطرت قرار دهد يعنى قرآن مطالعه در مخلوقات را تاييدى براى راه فطرت و دل قرار داده است هدف از سوق دادن به مطالعه در مخلوقات تنبه و تذكر است نه استدلال و استنتاج . پس مسئله مهم اينست كه آيا واقعا علم و فنى مجهز به همه شرايطى كه در يك علم و فن لازم است وجود دارد كه پاسخگوى مسائل مورد نياز بشر در مورد خدا و ماوراء طبيعت باشد يا نه . بگذريم از راه عرفان و سلوك كه آن چنان با عمل و ساختن و تكميل نفس بستگى دارد كه بايد گفت عمل است نه علم به علاوه چنان كه گفته شد با طريق عادى قابل تعليم و تعلم نيست و به اصطلاح چشيدنى است نه شنيدنى آرى بگذريم از اين راه مطالعه خلقت يعنى راه علوم حسى و تجربى چنان كه گفته شد به هيچ وجه قادر نيست جوابگوى مسائل مورد نياز بشر در الهيات باشد زيرا اين راه همين قدر اثبات مىكند كه جهان با نيروى مدبر قادر مريد اداره مىشود اما خود آن قوه چه وضعى دارد آيا واجب الوجود و قائم بالذات است يا او نيز به نوبه خود مخلوق يك نيروى ديگريست آن نيروى ديگر چطور آيا در نهايت امر به نيروى قائم بالذات منتهى مىشود يا نه آيا آن نيرو واحد است يا متعدد بسيط است يا مركب از كجا آمده است ازلى و ابديست به همه چيز بلا استثنا عليم و قدير است يا براى علم و قدرت او حدى هست به مخلوقات خود نزديك است يا از آنها دور است مخلوقات در برابر او مختارند يا مجبور صفاتش مغاير با ذات است يا عين ذات ازلا و ابدا در كار خلقت است يا خلقتش محدود است به زمان محدود مستقيما در كارها دخالت مىكند يا به وسائل و اسباب پس آيا در اداره جهان اعوان و انصار دارد . اينها و يك عده مسائل ديگر است كه خواه ناخواه براى بشر مطرح است و تا اينها راه حل صحيح نداشته باشد مسئله خدا و ماوراء الطبيعه مجهولى بيش نخواهد بود . از طرف ديگر مىبينيم قرآن در اين گونه مسائل سكوت نكرده است اين مسائل و يك سلسله مسائل ديگر را طرح مىكند چرا آيا جز براى درك و فهم و حل است قرآن در باره خدا و ماوراء الطبيعه چنين مسائلى طرح مىكند * ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ شورى 11 ) *