تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
بعلاوه آنچه از نظر معارف الهى ضرورت دارد تنها اين نيست كه جهان تحت اداره واجب الوجود مدبر حكيم است بايد يگانگى او را و اينكه بيش از يكى نيست نيز ثابت گردد . علاوه بر يگانگى خير محض بودن وجود صرف و كمال مطلق بودن و له المثل الاعلى به همه چيز بلا استثناء عالم بودن و بر همه چيز بلا استثناء قادر بودن صفات عين ذات بودن و صدها مطلب ديگر كه علم الهى را تشكيل مىدهد و بشر از دانستن آنها بى نياز نيست از راه علوم حسى و مطالعه در مخلوقات ميسر نيست اگر اينها همه را از وجوب وجود گرفته تا يگانگى علم قدرت كامله حكمت بالغه فيض قديم از محيط بحث و فكر خود خارج كنيم خدا را به صورت يك فرضيه مجهول كه هزارها مشكلات لا ينحل و غير قابل جواب در خود آن فرضيه هست در آورده‌ايم . خدا شناسى و مسائل مربوط بان تنها از طريق عقل و فلسفه است كه به صورت يك علم مثبت نظير روانشناسى و گياه شناسى و غيره در مىآيد چه قدر اشتباه است كه مىگويند راه مطالعه در خلقت ما را از پيمودن راههاى دشوار و پر پيچ و خم فلسفى بى نياز مىكند و براى اينكه سخن خود را معقول جلوه دهند مىگويند قرآن كريم هم فقط از راه تشويق به مطالعه مخلوقات مردم را به خدا شناسى دعوت كرده است غافل از اينكه قرآن كريم مطالعه در آثار خلقت را بعنوان يكى از راهها معرفى كرده است و آن را براى عامه مردم بهترين وسيله براى اينكه بفهمند و بدانند قوه شاعر و مدبرى بر عالم حكومت مىكند دانسته است از نظر عامه مردم به واسطه قصور فهم تشكيك در اينكه خود آن قوه مدبر چه حالتى دارد آيا خود مصنوع است يا نيست اگر نيست او چه نوع موجودى است كه با همه موجودات ديگر چنين تفاوتى پيدا كرده است مطرح نيست ولى اينكه فهم عامه مردم به مسئله اى نرسد دليل نيست كه چنين مسئله اى وجود ندارد هنگامى كه اين مسئله مطرح شود جز فلسفه جوابگوى آن نخواهد بود . به علاوه در گذشته ديديم كه دلالت دو دليل نظم و هدايت هر چند قطع و جزم ايجاد مىكند اما منطقا احتمال تصادف و اتفاق را نمىتواند نفى كند و لو آنكه احتمال آن به صورت يك واحد از عددى باشد كه در وهم ما هرگز نگنجد . از نظر فلاسفه براى برهان مقدماتى لازم است كه ضرورى و دائم و كلى باشد براهين فلسفى و رياضى مبنى بر مقدماتى است كه به حساب رياضى احتمالات نيز هيچگونه واحدى در جهت خلاف نمىتوان يافت .