خير و شر و سعادت و شقاوت
شك نيست كه در جهان ماده شر و فساد و بدبختىها و ناكامىهاى بسيارى موجود است كه هيچگونه ترديدى در واقعيت آنها نمىتوان داشت و از سوى ديگر جهان و اجزاى جهان در واقعيت و هستى خود مستند به خداى جهان است خدائى كه همه براهين وجودش او را وجودى آراسته با هر كمال و پاك از آلايش هر ناروائى معرفى مىكند .
و روشن است كه اين دو مطلب واقعيت شر و فساد و تنزه واجب در بادى نظر با هم وفق نمىدهند يا خدائى بايد در كار نباشد يا اگر باشد هستىهاى پر از شر و فساد بوى مستند نبايد باشد اين مطلب را در صورت اشكال با يكى از دو تقرير مىتوان در آورد .
اشكال
اگر آفرينش خداى آفريدگارى داشت اين همه شر و فساد را نمىآفريد .