تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
.
شرح
جهان كه به صورت اجرام و اجسام خاص مشاهده مىشوند هيچگونه پيوندى با يكديگر ندارند على هذا اگر فرض كنيم برخى از اجزاء عالم به كلى معدوم گردد و يا با يك عامل خارج از عالم تغيير وضع و محل بدهد هيچگونه تغييرى در اجزاء ديگر و در كل جهان پديد نمىآيد . نظر دوم اينست كه اجرام و اجسام با يكديگر مرتبطاند ولى از نوع ارتباطى كه مصنوعا ميان اجزاء يك ماشين و يك كارخانه وجود دارد اجزاء يك ماشين و يك كارخانه در يك نظام خاص قرار دارند و هر كدام كار مخصوص دارد كه براى كار مجموع ضرورى است هر گونه تغيير يا كم و زياد شدن اجزاء در وضع مجموع اثر مىگذارد و احيانا اختلال ايجاد مىكند . على هذا اگر برخى از اجزاء جهان بفرض به كلى معدوم گردد و يا مصنوعا تغيير وضع و محل بدهد در وضع كلى جهان مؤثر است و احيانا ممكن است ماشين جهان مختل گردد . آنچه قطعى و مسلم است اينست كه وضع يك ستاره كه در يك منظومه شمسى قرار دارد در وضع همه آن منظومه مؤثر است قطعا اگر خود خورشيد كه مركز منظومه شمسى است منفجر و پراكنده شود تمام منظومه متلاشى مىگردد ممكن است متلاشى شدن اين منظومه در متلاشى شدن منظومه هائى كه اين منظومه جزئى از آنها است و در وضع كهكشانى كه اينها جزء آن محسوب مىشوند ملكه همه كهكشانها و همه جهان مؤثر واقع شود نيروى جاذبه عمومى تاثير عظيمى در ماشينى كردن جهان دارد . نظر سوم اينست كه پيوستگى اجزاء جهان عميقتر از پيوستگى اجزاء يك ماشين است از نوع پيوستگى اعضاء يك پيكر است يعنى حيات واحد و شخصيت واحد بر جهان حكومت مىكند مجموع جهان يك واحد شخصى است همانطور كه يك فرد انسان با همه اعضاء و اجزاء فراوان كه بالغ بر ملياردها سلول مىشود و هر سلول به نوبه خود از قسمتها تشكيل شده و هر قسمتى از ذرات فراوان فراهم آمده است داراى يك شخصيت و يك روح است نه شخصيتها و حياتها و روحها . در مقاله علت و معلول و مقاله قوه و فعل و اوائل همين مقاله اين نوع از وحدت تاييد شده است و اين برهان مبتنى بر اين نوع از وحدت است . در توضيح مقدمه دوم مىگوييم اگر جهان جسمانى را از نظر ابعاد غير متناهى ندانيم و بقول پاسكال جهان را كره اى بدانيم كه مركزش همه جا است و محيطش هيچ جا نيست جهان ديگر غير از اين جهان تصور ندارد ولى اگر