تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و بهم بستگى نه تنها در ميان يك دسته ويژه اى از اجزاء جهان مىباشد بلكه تا هر جا باريكبين شده و پيش رفته و به بررسى پردازيم رشته ارتباط نامبرده را تابيده تر و محكمتر مىيابيم حتى آنان كه براى فرار از اثبات غايت و غرض در وجود به دامن قانون تبعيت محيط چسبيده‌اند از اثبات ارتباط اجزاء جهان گريزى نديده‌اند البته اين ارتباط ارتباط وهمى و
شرح
اجزاء جهان را نمىتواند منكر شود زيرا جهان داراى ماهيت است و لازمه ماهيت داشتن امكان ذاتى است و چون همه جهان يك واحد شخصى است پس همه جهان يك واحد ممكن است و هر ممكنى در وجود خود نيازمند بعلتى ما وراء وجود خود است پس جهان نيازمند به علت موجده است . فائده اين مقدمه علاوه اينست كه اگر جهان را مجموعا يك واحد خارجى ندانيم ممكن است كسى عليت وجودى اجزاء جهان را با خود اجزاء توجيه كند و بگويد در جهان غير متناهى حادث و ممكن و معلول وجود دارد و غير متناهى محدث و موجد و علت وجود دارد هر حادثه قبلى محدث و موجد و علت حادثه بعدى است پس نيازى بعلتى ما وراء اجزاء جهان نيست . معمولا مادى مسلكان عليت اشياء را نسبت به يكديگر به همين ترتيب توجيه مىكنند . اما پس از آنكه دانستيم جهان مجموعا يك واحد طبيعى واقعى شخصى را تشكيل مىدهد حكم مىكنيم كه جهان يك واحد نيازمندى است و قهرا علتى ما وراء خود ايجاب مىكند . پس اين برهان آنگاه تمام است كه آن مقدمه علاوه اثبات شود اكنون ببينيم از چه راه مىتوان خود آن مقدمه را اثبات كرد . دو مطلب را بايد يادآورى كنيم الف فرضا مسئله وحدت شخصى جهان اثبات نشود خود اجزاء جهان براى توجيه عليت اشياء كافى نمىباشد زيرا اجزاء جهان كه علت يكديگر فرض مىشوند نسبت به يكديگر تقدم و تاخر زمانى دارند همزمان نمىباشند در مباحث علت و معلول و ضرورت و امكان ثابت شده است كه علت موجده اشياء الزاما معيت وجودى دارد با اشياء آن چيزى كه از معلول انفكاك مىپذيرد علت معده است نه علت موجده و موجبه حوادث مادى علت اعدادى يكديگرند و در واقع مجراى وجود يكديگرند نه ايجاد كننده يكديگر