جديد خوانده مىشود يكى از دو مطلب ذيل است الف در حركت وجود و عدم با يكديگر جمع مىشوند يك چيز در حالى كه حركت مىكند هم هست و هم نيست به عبارت ديگر شدن كه همان واقعيت حركت است تركيبى است از وجود و عدم .
پل فولكيه مىگويد در اولين مثلث سيستم فلسفى هگل كه از همه مشهورتر است اينست كه هستى هست اين مرحله موضوع يا تصديق مىباشد ولى وجودى كه كاملا غير مشخص باشد و نتوانيم بگوئيم اين است يا آن با عدم برابر است به طورى كه به دنبال اين تصديق نفى آن لازم مىآيد پس مىگوئيم هستى نيست اين نفى هم نفى مىشود و مرحله تركيب فرا مىرسد پس مىگوئيم هستى صورت پذيرفتن شدن است .
فعلا در باره هستى هست يا هستى نيست و در باره اينكه وجودى كه كاملا غير مشخص باشد و نتوانيم بگوئيم اين است يا آن با عدم برابر است بحثى نداريم بحث ما در باره خود شدن است كه گفته مىشود در آن هستى و نيستى جمع است
آيا شدن تركيبى از هستى و نيستى است
فلاسفه اسلامى مكرر در سخنان خويش اين تعبير را آوردهاند كه در حركت بلكه در سراسر طبيعت زيرا طبيعت جز حركت دائم چيزى نيست وجود و عدم با هم در آميخته است و گاه مىگويند قوه كه نوعى عدم است با فعل كه وجود است متحد است از طرفى ديديم