كردهايم در اينجا آن بحث را تكرار نمىكنيم .
و اما اصل سوم در باره اين اصل نيز مشروحا در جلد اول و دوم اصول فلسفه بحث شده است در آنجا اثبات كرديم كه اين اصل پايه و قاعده اساسى همه علوم و انديشه هاى بشرى است و به هيچ وجه قابل ترديد و انكار نيست آنچه به نام اجتماع ضدين يا اجتماع نقيضين از طرف ديالكتيسينهاى جديد خوانده مىشود چيز ديگرى است غير آنچه فلسفه و منطق از قديم الايام به اين نام خوانده و آن را ممتنع و محال دانستهاند بلكه چنان كه بعدا خواهيم گفت آنچه ديالكتيسينهاى جديد به اين نام خواندهاند نه تنها از نظر منطق و فلسفه ما وراء الطبيعى محال نيست احيانا مورد قبول هم هست بالاتر اينكه دقت كافى معلوم مىدارد كه ديالكتيسينهاى جديد هم واقعا و حقيقتا اجتماع نقيضين به مفهوم فلسفه و منطق ما وراء الطبيعى را منكر نيستند كارى كه ديالكتيسينهاى جديد كردهاند اينست كه يك تعبير تحريك آميز و هيجان آور براى ذكر مطالب ساده خود انتخاب كردهاند كيست كه بشنود فيلسوفانى پيدا شدهاند و ثابت كردهاند كه اجتماع نقيضين محال نيست بلكه اساس ماده و طبيعت و فكر انديشه بر اجتماع نقيضها است و به هيجان نيايد و نظرش جلب نشود حقيقت اينست كه عقده هاى روحى و تمايل شديد به نوپردازى سبب شده است كه گروهى دعوى انكار اصل امتناع اجتماع نقيضين را بنمايد و آنگاه مطالبى را به اين نام پيش بكشند كه با اصل امتناع اجتماع نقيضين هزارها فرسنگ فاصله دارد .
آنچه به نام تناقض يا اجتماع ضدين در اصطلاح ديالكتيسينهاى
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 90
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٠