با هم جمع مىشوند و البته نبايد تصور كرد كه اين نظريه ناقض قانون امتناع اجتماع نقيضين مىباشد زيرا عدم و وجود مورد بحث ما عدم و وجود تدريجى مىباشند و عدم و وجودى كه اجتماع آنها بديهى الامتناع است عدم و وجود مطلق مىباشند و اين سخن با كمى تامل روشن مىشود . ( 25 )
حركت و تكامل
تكامل پذيرفتن و به خود گرفتن كمال است و كمال همان فعليتى است كه جسم در محيط فعاليت خود به آن نائل مىشود و به عبارتى ساده تر كمال افزايش و زيادتى است كه يك موجودى در محيط هستى و وحدت خود به آن مىرسد . ( 26 ) مثلا انسان نوزاد كه از
شرح
( 25 ) در همين مقاله ما بعدا در باره اين مطلب بحث خواهيم كرد قبلا در مقاله 1 و 2 نيز مختصر بحث شده است
( 26 ) بحث تكامل از مهمترين مباحث فلسفى است اين بحث مخصوصا در فلسفه جديد مقام ارجمندى دارد در قرن نوزدهم بعضى از فلاسفه مانند هربرت اسپنسر انگليسى پايه تحقيقات فلسفى خود را اصل تكامل قرار دادهاند .
برگسون فرانسوى نيز براى اصل تكامل اهميت فراوانى قائل شده است .
كشف تبدل و تكامل انواع در زيست شناسى و كشف تكامل اجتماع در جامعه شناسى سبب شد كه اصل تكامل مقام شامخى در فلسفه و علوم حيازت كند در فلسفه اسلامى كسانى كه قائل به حركت جوهريه مىباشند براى اصل تكامل پايه و مرتبه عالى قائل مىباشند اكنون بايد ببينيم حقيقت تكامل چيست و آيا تكامل يك قانون عمومى جهانى است يا پديده اى است مخصوص بعضى از موجودات .
مقدمتا بايد يادآورى كنيم كه مباحث گذشته ما در اين مقاله گرد دو