تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
حركت كه به جسم مفروض نگاه مىكنيم او را داراى مكان ويژه اى مىبينيم در حالى كه در لحظه قبل از آن لحظه و در لحظه بعد از آن لحظه در غير اين مكان مىديديم و از همين لحاظ مكان سيال ممتد به مكانهاى دانه دانه منقسم مىشود ولى اين انقسام از ناحيه لحاظ و توهم به ميان مىآيد نه اينكه واقعيت خارجى داشته باشد زيرا با پيدايش آنها جريان حركت قطع گرديده و سيلان مكانى جسم از ميان مىرود از بيان گذشته اين نتيجه را مىگيريم كه حركت مكانى جسمى اينست كه نسبت مكانى جسم صفت
شرح
در اصطلاح علماء اسلامى جزء لا يتجزى ناميده مىشود و البته جزء لا يتجزى به اين اصطلاح غير از جزء لا يتجزى به اصطلاح علماء جديد است اصطلاح علماء جديد با نظريه ذيمقراطيس كه قائل به ذرات ريز سفت و نشكن ذرات صغار صلبه ولى داراى ابعاد سه گانه است منطبق است . به هر حال يكى از نظريات در باره جسم اين است كه جسم مركب است از ذرات كوچك دانه دانه خالى از بعد اين نظريه اختصاص به جسم ندارد در باره هر شىء داراى بعد جارى است از قبيل زمان و حركت به عقيده طرفداران جزء لا يتجزى زمان نيز كه خود طول و امتدادى دارد مركب است از مجموع آنها كه عارى از طول و امتداد مىباشند حركت نيز كه كششى به امتداد مسافت و كششى به امتداد زمان دارد مركب است از سكونات كوچك عارى از كشش و هر يك از سكونات منطبق است بر يك آن و هر ذره از ذرات جسم در هر آن منطبق است بر يك ذره از مسافت . ولى اين نظريه باطل است ادله بطلان جزء لا يتجزى و همچنين برهانى كه در اين مقاله بر وحدت و اتصال امكان و فعليت اقامه شد آن را كاملا رد مىكند حقيقت اينست كه حركت يك واحد متصل است كه هم منطبق است بر واحد ممتد از مسافت و هم بر واحد ممتد از زمان