نيز به امتداد زمان كه مثلا با ساعت اندازه گيرى مىشود دارد . و البته اين دو امتداد يا دو مقدار غير همديگر هستند زيرا همان جسم در همان مسافت به واسطه اختلاف تندى و كندى حركت سرعت و بطوء دو زمان مختلف لازم دارد چنان كه به واسطه اختلاف سرعت در يك زمان معين دو مسافت مختلف دراز و كوتاه طى مىنمايد جسم مفروض در هر لحظه از زمان حركت مكان ويژه و تازه اى دارد كه در لحظه بعدى او را ترك خواهد كرد چنان كه اگر همان لحظه را بتوانيم به دو لحظه كوچكتر قسمت كنيم مكان جسم مفروض نيز دو تا خواهد بود و يا اگر دو لحظه را يكى و متحد كنيم مكان نيز يكى مىشود تا به جائى كه مىگوئيم جسم مفروض در زمان حركت خود در ميان دو نقطه مبدا و منتهى مىباشد . ( 21 )
شرح
خواهد شد
( 21 ) گفتيم كه ذهن ما در هر حركت دو كشش تشخيص مىدهد مثلا حركت صد مترى ده دقيقه اى داراى يك كشش مكانى است كه با متر تعيين شده و داراى يك كشش زمانى است كه با دقيقه تعيين شده است پس هر حركت ده مترى در يك دقيقه انجام شده است يعنى هر كشش يك دقيقه اى با يك كشش ده مترى انطباق دارد به عبارت ديگر جسم در هر قطعه يك دقيقه اى از زمان در يك قطعه ده مترى از مكان قرار دارد و بعد از هر يك دقيقه در قطعه ديگر از مكان است و اگر قطعه زمانى را كوچكتر بگيريم مثلا نصف كنيم جسم مفروض در آن قطعه كوچك از زمان در قطعه كوچكتر از قطعه مكانى كه قبلا فرض كرديم قرار دارد و قبل و بعد از آن قطعه زمانى در آن قطعه مكانى قرار ندارد و مىتوانيم قطعه زمانى را كه از آن به لحظه تعبير مىكنيم باز هم كوچكتر كنيم و البته قطعه مكانى كه از آن به