مىدهد امتدادى يا طولى به امتداد مسافت دارد و امتداد ديگرى ( 20 )
شرح
( 20 ) براى اينكه حركت را تعريف كنيم يك نوع خاص از آن را كه بهتر و بيشتر مىشناسيم يعنى حركت مكانى را مورد توجه قرار مىدهيم و با يك تجزيه و تحليل عقلى مجموع عناصرى كه در ساختمان آن تشخيص مىدهيم به دست آورده آنگاه به تعريف حركت مكانى و سپس به تعريف حركت به طور كلى مىپردازيم .
جسمى را در نظر مىگيريم كه از نقطه اى به نقطه اى ديگر كه صد متر با آن فاصله دارد منتقل مىشود و اين مسافت را در مدت ده دقيقه طى مىكند در اينجا دو كشش امتداد تشخيص مىدهيم يكى اينكه اين حركت يك حركت صد مترى است و البته ممكن بود همين حركت پنجاه مترى بوده باشد به اينكه كندتر از اين باشد كه بود و قهرا از اينكه حالا هست كوتاهتر بود و ممكن بود همين حركت دويست مترى باشد به اينكه سريعتر از اينكه بود باشد و قهرا طويلتر از اين حركت بود .
ديگر اينكه ده دقيقه اى است و البته ممكن بود همين حركت پنج دقيقه اى باشد يعنى همين مسافت را در پنج دقيقه طى كند به اينكه سريعتر باشد و قهرا كوته مدت تر بود و ممكن است همان را در مدت 20 دقيقه طى كند به اينكه كندتر و بطىءتر باشد و در اين صورت دراز مدت تر بود .
پس چنين مىفهميم كه حركت داراى دو كشش و امتداد است كه يكى از آن دو كشش با مسافت منطبق مىشود و ديگرى با زمان از آن جهت كشش و امتداد ناميده مىشوند كه كميتند و قابل انقسام به اجزاء مىباشند .
ما معمولا از اين دو كشش به عنوان دو ظرف تعبير مىكنيم ظرف مكان و ظرف زمان مثلا مىگوئيم فلان حركت در فلان مسافت و در فلان مدت انجام مىشود و چون تصور ما در باره حركت و مكان و زمان از نوع تصور مظروف و ظرف است در تصور ابتدائى خود مىپنداريم كه همانطور كه ساير مظروفها و ظرفها نسبت به يكديگر استقلال دارند يعنى ظرف