تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
. .
شرح
وجودى دارد و مظروف وجودى مثلا آب نسبت به كاسه اى كه در آن قرار گرفته استقلال وجودى دارد و كاسه نيز نسبت به آبى كه در آن قرار گرفته وجودى مستقل و مجزا دارد مكان و زمانى هم كه حركت در آنها قرار مىگيرد وجودى مستقل و مجزا از خود حركت دارد پس چه حركت واقع بشود و چه واقع نشود ظرفهايش يعنى مسافتى كه در آن مسافت حركت واقع مىشود و زمانى كه در آن زمان حركت واقع مىشود به هر حال وجود دارد . ولى اين گونه تصور يك تصور ابتدائى و غير علمى است مسافت واقعى حركت و زمان واقعى حركت كه جز دو بعد مختلف براى حركت نيست به هيچ وجه وجودى مجزا و مستقل از حركت نيستند همچنانكه ابعاد سه گانه جسم وجودى مجزا از خود جسم ندارند آن مسافت و آن زمانى كه واقعا كششهاى حركتند غير از مسافت و زمانى است كه ما در تصور ابتدائى خود آنها را ظرف مىپنداريم مثلا مىگوئيم مسافت حركت از تهران به قم همين فاصله 144 كيلومترى است كه به هر حال وجود دارد و هر روز صدها وسيله نقليه از آن مىگذرد و زمان حركت هم همين دو ساعتى است مثلا از ساعت 10 تا 12 1 / 1 / 54 كه به هر حال يك دوازدهم مقدار حركت زمين به دور خود است و در اين زمان خاص ميلياردها حادثه ديگر نيز قرار گرفته است . اين مسافت و اين زمان كه در تصور ابتدائى ما هست وسيله و واسطه سنجش و كشف مقدار مسافت و زمان واقعى حركت است درست مانند متر يا ذراع كه وسيله سنجش مقدار پارچه يا چيز ديگر است نه عين مقدار آن پارچه آن مسافت و زمانى كه به عنوان دو كشش و دو امتداد براى حركت تشخيص داده مىشود ابعاد حركتند و عين وجود حركت مىباشند چيزى كه هست بايد ببينيم اين دو كشش كه ذهن ما در باره حركت تشخيص مىدهد كششهاى واقعى هستند يعنى مربوط است به وجود عينى حركت و يا ذهنى و خيالى مىباشند و مربوط است به كيفيت ساختمان ذهن بشر ولى در واقع و از نظر وجود عينى حركت امرى بسيط و بى كشش است نه كشش مكانى دارد و نه كشش زمانى در قسمت بعد در باره اين جهت بحث