تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
و با بررسى و كنجكاوى در موارد تغييراتى كه در جهان طبيعت پديد مىشود و اتصالى كه به واسطه امكان و فعليت به همديگر پيدا مىكنند مىتوان به نظريه زيرين حدس زد همه گونه تحولات جهان طبيعت از راه حركت انجام مىگيرد ( 19 ) و از اين روى ما از بررسى و كنجكاوى در حقيقت
شرح
كه مىگوئيم امكان تبديل به فعليت شد در واقع فعليتى تبديل به فعليت ديگر شده است ديگر اينكه مجموع فعليت متبدل شده و فعليت به وجود آمده فعليت واحد را تشكيل مىدهند كه دو سرش با يكديگر متفاوت است يعنى نسبتهاى تقدم و تاخر و امكان و فعليت ميان آنها حكم فرما است وحدت دو فعليت از آنجا دانسته مىشود كه قبلا گفتيم ميان امكان و فعليت عدم فاصله نمىشود ( 19 ) راجع به تحولات طبيعت مخصوصا تحولات جوهرى دو نظريه است الف كون و فساد ب حركت جوهرى . طبق نظريه كون و فساد هنگامى كه يك شىء از حالت بالقوه به حالت بالفعل در مىآيد ماده صورت اولى را رها مىكند پس صورت اولى فاسد و تباه مىشود سپس صورت بعدى پديد مىآيد مانند اينكه كسى پيراهن خود را بكند و پيراهن ديگرى بپوشد همچنانكه امكان قبلى نيز معدوم مىگردد و فعليتى جانشين آن مىشود پس در حقيقت در هر تبدل جوهرى تبادل صورت مىگيرد صورتى جا خالى مىكند و صورتى ديگر جاى آن را پر مىكند امكانى معدوم مىشود و فعليتى جانشين آن مىگردد از اينرو قهرا نوعى گسستگى ميان صورت پيشين و صورت پسين وجود دارد همچنانكه ميان امكان پيشين و فعليت جانشين او اين گسستگى وجود دارد . اما طبق نظريه حركت جوهريه تبادل نيست بلكه تبدل است به