استوار نيست و سر و كار ما تنها با واحدهائى است كه در واقعيت خارج موجود مىشوند اتصالى كه ما در ميان اشياء خارجيه يا در ميان صفات آنها اثبات مىنمائيم نه در ميان دو تا آتم يا ملكول يا در ميان دو كوانتوم مىباشد بلكه در ميان دو واحد خارجى و به عبارت ديگر در ميان دو مرتبه از يك واحد خارجى است و ما هرگز نمىتوانيم واحدهاى واقعى را در خارج انكار نمائيم و پر روشن است كه هر واحد مفروض با ورود قسمت از ميان مىرود يك فرد انسان يك واحد است و يك گوسفند يا مرغ يا درخت بيد يك واحد است اگر چه ما گاهى هم در تشخيص واحد خطا نموده و غير واحد را واحد بشماريم و تا اندازه اى در مقاله پنجم در خصوص كثرت و اختلافات خارجى اين مسئله را توضيح دادهايم .
به هر حال با در نظر گرفتن اين مطلب اگر جسمى را كه هرگز از مكان خالى نخواهد بود فرض كنيم كه با حركت خود از مكانى به مكان ديگر منتقل مىشود خواهيم ديد همين كه مكان اولى خود را با حركت خود رها كرد و در هر لحظه از لحظات زمان حركت خود يك مكان تازه نسبت جسم به اجسام خارج و دور بر خود گرفته در لحظه بعد مكان تازه ترى مىگيرد و همچنين آنگاه اگر جسم را با چند واحد از اين مكانها فرض كرده امكنه مفروضه را به ترتيب پهلوى هم بچينيم هر واحد از مكانهاى مفروضه به واسطه امكانى كه در مكان پيشين خود دارد و اين امكان هم با فعليت مكان پيشين يعنى جسم در مكان پيشين كه حامل اوست متحد است و هم با فعليت مكان پسين و جسم نيز على الفرض از مكان خالى نيست و فعليت مكان نيز بى امكان و قوه نخواهد بود با همان مكان پيشين اتصال پيدا مىكند و جمعا واحدى را تشكيل مىدهند ولى واحدى
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٤