نيز جنس و فصل داشته باشد جواب اينست كه صورت از آن جهت كه به شرط لا و نوع بسيط اعتبار شده ماخذ فصل نيست ماخذ نوع است و از آن جهت كه لا به شرط اعتبار مىشود عين فصل است .
و باز مىشود اينطور جواب داد كه اينكه گفته مىشود كه فصول جواهر نوعى از جواهر نيستند در فصول جواهر بسيطه است و اما فصول جواهر مركبه خودشان قابليت اعتبار نوع شدن را دارند ولى فصول اين فصول ديگر نوع نمىباشند چون خودشان بسيطند نه مركب .
البته يك مطلب هست و آن اينست كه بنا بر تركيب اتحادى نسبت ماده و صورت از قبيل دو جزء محدود و عرضى نيست كه احدهما ديگرى را طرد كند بلكه از قبيل نسبت مقيد با مطلق و محدود با نامحدود است كه از يك طرف حد است و از طرف ديگر لاحدى و لهذا اگر ماده را به شرط لا اعتبار كنيم نوعى اعتبار كردهايم كه غير از حقيقت مركب است و اگر صورت را به شرط لا اعتبار كنيم نوعى را اعتبار كردهايم كه تمام حقيقت مركب است و اساسا بايد گفت حقيقت مركب را فقط صورت تشكيل مىدهد و ماده سابقه داخل در صورت است و اما ماده منضمه در قوام ماهيت مركب دخالت ندارد همان طورى كه صدرا در اسفار و شيخ در شفا به نقل اسفار گفته است اما حقيقت اينست كه حتى اشكال اول و دوم نيز وارد نيست اما اشكال اول به جهت آنكه بنا بر اثبات هيولى كه حافظ وحدت است در فصل و وصل و قوه و فعل البته حقيقتى از حقايق است و از همين جهت براى هيولى وحدت نوعى و بلكه
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٢