تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
19 قانون عمومى جهان طبيعت تحول و تكامل است . 20 جوهر انواع طبيعيه متحرك است . 21 اعراض جوهر نيز به تبع آن متحركند . 22 هر پديده جوهرى قطعه حركتى است كه از قطعه هاى قبلى و بعدى خود منفصل نيست . 23 حركتهاى ديگر محسوس را حركت در حركت بايد دانست . 24 غايت حركت جوهرى تجرد از ماده است . 25 وجود سكون در جهان وجود نسبى است . 26 حركت به دو معنى است قطعيه و توسطيه و هر دو معنى موجودند . 27 زمان مقدار حركت مىباشد . 28 به عدد حركات موجوده جهان مىتوان زمان فرض كرد . 29 زمان ساخته وجود جهان طبيعت است و پيش از آن و پس از آن محال است تحقق داشته باشد . 30 در ميان اجزاء زمان يك نوع تقدم و تاخر ثابت است . 31 يكى از اسباب سنجش سرعت و بطوء حركت زمان است . 32 زمان از سنخ خود اول و آخر ندارد . 33 حركت شش چيز لازم دارد . 34 جهش در حركت به معنى حقيقى محال است و جهش به معنائى كه اخيرا تفسير مىشود موضوعى فلسفى نيست .