19 قانون عمومى جهان طبيعت تحول و تكامل است .
20 جوهر انواع طبيعيه متحرك است .
21 اعراض جوهر نيز به تبع آن متحركند .
22 هر پديده جوهرى قطعه حركتى است كه از قطعه هاى قبلى و بعدى خود منفصل نيست .
23 حركتهاى ديگر محسوس را حركت در حركت بايد دانست .
24 غايت حركت جوهرى تجرد از ماده است .
25 وجود سكون در جهان وجود نسبى است .
26 حركت به دو معنى است قطعيه و توسطيه و هر دو معنى موجودند .
27 زمان مقدار حركت مىباشد .
28 به عدد حركات موجوده جهان مىتوان زمان فرض كرد .
29 زمان ساخته وجود جهان طبيعت است و پيش از آن و پس از آن محال است تحقق داشته باشد .
30 در ميان اجزاء زمان يك نوع تقدم و تاخر ثابت است .
31 يكى از اسباب سنجش سرعت و بطوء حركت زمان است .
32 زمان از سنخ خود اول و آخر ندارد .
33 حركت شش چيز لازم دارد .
34 جهش در حركت به معنى حقيقى محال است و جهش به معنائى كه اخيرا تفسير مىشود موضوعى فلسفى نيست .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 159
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٩