تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

توضيح 3

گذشتگان فلاسفه حركت را به ملاحظه مبدا و فاعلش به حركت نفسانى و حركت طبيعى و حركت قسرى خلاف طبيعت قسمت كرده‌اند و چون قسمت نامبرده در حقيقت قسمت فاعل حركت مىباشد نه خودش از كنجكاوى در آن در اين مقاله خوددارى كرديم .

توضيح 4

چنان كه از مباحث گذشته دستگير شد حركت كه يك واقعيت هنوزى است اگر چه به حسب واقع سيال و قابل انقسام مىباشد طبق يك نظر واقعى ديگر پيكره تمام حركت و همچنين اجزاء حركت بعد از فرض انقسام ديگر سيلان و قبول انقسام خود را از دست داده تبديل به يك واقعيت خالى از امكان شده و فعليتى محض و امرى ثابت مىگردد و بديهى است در اين صورت چون امكان منتفى مىشود ديگر نيازى به علت مادى نداشته و با صورت موجود خود تنها به دو علت فاعلى و غائى احتياج خواهد داشت . و از اينجا است كه جمعى از دانشمندان علوم ماديه گفته‌اند كه قضاوت ما به احتياج هر حادثه اى به علتى از اين راه است كه اشياء را فقط با سه بعد درك نموده و از درك بعد چهارم عاجز و زبون مىباشيم و اگر چنانچه اشياء را با چهار بعد درك مىكرديم احتياج به علت را نفى مىكرديم . چنان كه پيدا است مراد اين دانشمندان اين است كه چون ما